تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
چه خوش بود اگر كسانى پيدا مىكردم كه تاب تحمل آن را مىداشتند ( و اندكى از اين بار گران دانش بر دوششان مىگذاشتم ) آرى چنين كسانى را مىيابم لكن بر وى ايمن نيستم زيرا كه او دين و دانش را براى پيشرفت دنيايش خواهان است و نعمت‌ها و حجت‌هاى خدا را عليه بندگان و دوستان به كار مىبرد . . . » . جانم به فدايت على جان كه از مصاديق بارز عالم ربانى بودى و با شيره جان و كلمات شيوا ، متعلمينى چون كميل را پرورش دادى . پس با همان ولايت عَلَوِيَت گوشه چشمى به ما كن و لااقل به رتبه دوم در زمره متعلمين سوقمان ده . اين نكته قابل دقت است كه مولى گردآورندگان مال را در برابر عالمان و دانشمندان قرار داده‌اند و از اين مىتوان استفاده كرد كه عالم به دنبال كسب مال و رسيدن به مقامات دنيوى نيست و هيچ موقع علم خود را وسيله اكل مال قرار نمىدهد و اين سيره علماى سلف صالح ما بوده چنان كه درباره ملاصدرا ، « 1 » فيلسوف و متأله بزرگ اسلامى نوشته‌اند : ملاصدرا علم را براى مال و جاه نمىخواست و معتقد بود كه طالب علم نبايد در فكر مال و جاه ، جز آن قدر مال كه براى معيشت او ضرورت دارد ، باشد صدرالمتأالهين مىگفت : كسى كه علم را براى مال و جاه بخواهد موجودى است خطرناك
هامش
( 1 ) . صدرالدين محمد بن ابراهيم شيرازى كه به ملاصدرا آخوند ملاصدرا و صدرالمتالهين معروف است در سال 979 در شيراز متولد شد و در سال 1050 در هفتمين سفر حج در بصره وفات يافت . تحصيلات ابتدايى او در شيراز و تكميل معلومات او در اصفهان در نزد شيخ بهايى و ميرداماد بود و سپس سال‌هاى سال در قم گويا در قريه كهك منزوى شد و به تصفيه نفس و تاليف آثار خود پرداخت تا اين كه براى تدريس در مدرسه خان شيراز دعوت شد و تا پايان عمر در آنجا سرگرم افاضه به طالبان علم و نگارش كارهاى علمى خود بود . . . از ملاصدرا حدود پنجاه كتاب و رساله و مقاله و نامه به عربى و فارسى به ما رسيده است . بزرگ‌ترين كتاب او اسفار است ، در چهار سفر ( امور عامه ، طبيعى ، الهى و نفس ) چنان كه از خود اسفار ( جلد 7 ، صفحه 26 چاپ جديد ) برمىآيد مىخواسته بخشى در نبوّات نيز بر آن بيفزايد ولى اسفار موجود از آن خالى است ( كتاب مبدا و معاد او پس از اسفار از بزرگ‌ترين كتاب‌هاى وى به حساب مىآيد ( نقل از پيشگفتار مبدا و معاد ملاصدرا ) .
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 168 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي