است و پس از تعيّن آنچه روشنايى به عالم مىدهد علم است ، اگر علم نافع باشد روشنايى مسير تأمين شده و از سقوط در پرتگاهها مصون است ، زيرا « العلمُ نورٌ » و اگر ضارّ باشد علاوه بر عدم روشنايى ظلمتى ديگر بر ظلمت و تاريكى مسير مستولى مىگردد .
بايد درك كرد كه علم هم از كالاهاى دنيوى است ، مگر اين كه با رنگ نعيم بهشتى مزيّن شود و بايد فهميد كه بر سر كالاهاى دنيوى تزاحم است . در بهشت است كه تزاحمها از قلبها فرو ريخته مىشود : ( ونَزَعنا ما فى ضُرورهِم مِن غلّه اخواناً عَلى سُرُر مُتَقابلين ) « 1 » در مقابل در جهنم خصومت و دشمنى حكمفرما است . « انَّ ذلِكَ لَحَقٌ تَخاصُمُ اهلِ النَّارِ » « 2 » از اينجا مىتوان استفاده كرد كه هرجا دوستى برقرار شد گلى از بهشت در آنجا روئيده و هر جا تخاصم و نزاعى باشد ، شعلهاى از آتش در آنجا سر كشيده .
در اينجا مناسب است بيان اميرالمؤمنين ، على ( عليه السلام ) در مورد تقسيم مردم از ديدگاه علم و جهل را به كميل بن زياد نخعى كه از ياران وى بود ، نقل كنم تا عالمان دين هرچه بيشتر به ارزش خود پى برده و متعلمين و راهروان اين جاده روشن به حركت خود سرعت بخشند تا هرچه سريعتر به مقصد رسند و جاهلان ما چنگ اندازان ريسمان علم شده و به قافله دانشپژوهان و سپس عالمان بپيوندند . كميل « 3 » مىگويد : على ( عليه السلام ) دست مرا گرفت و به صحرا برد ، آنگاه كه به صحرا رسيديم ، نفس عميقى كشيد ، سپس فرمود : « اى كميل بن زياد ! اين قلبها ظرف ( براى علم ) اند بهترين قلبها نگهدارندهترين آنها است ، اى كميل آنچه برايت مىگويم ( نيك بشنو و درست در خزينه خاطرات بسپار ) مردمى كه در جهان هستند سه
دستهاند :
هامش
( 1 ) . سوره حجر ، آيه 47 .
( 2 ) . سوره ص ، آيه 64 .
( 3 ) . كلمات قصار نهجالبلاغه صبحى صالح 147 / فيض الاسلام 139 .