تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
نخست عالمى است ربانى ( كه دل از دست هواهاى نفسانى رهانده و شاهباز بلند پرواز روحش به نيروى عشق خدا با عرشيان به پرواز است ) دوم دانشجو و متعلمى است كه در جستجوى راه رستگارى است ( وهمى خواهد زنگار شبهات و اوهام را از آينه درون بزدايد و به سالكان طريق حق‌پرستى ملحق گردد ) سومين دسته آنانند كه همچون مگسان ضعيف و ناتوان به دنبال هر صدايى و با هر بادى روانند ، اينان كه نه از نور دانشى روشنى جسته و نه به پايه استوارى پناهنده گرديده‌اند ، ( كور كورانه هر دعوت باطلى را اجابت مىكنند و به دنبال هر صدايى به راه مىافتند ، فرياد از اينان كه بنيان فساد جهان هستند ) اى كميل دانش بهتر از دارايى است ، زيرا دانش نگهدارنده تو است در صورتى كه مال را بايد تو نگهدارى ، بذل و بخشش مال را كم مىكند ، و حال آن كه دانش با بخشش فراوان‌تر مىگردد و آن كه با مال و ثروت پرورش يافته است با نابودى آن نابود است ( لكن دانش در دنيا و آخرت با انسان باقى است ) اى پسر زياد ، شناسايى و تحصيل علم و دانش ( ركنى از اركان ) دين است و مدار دين با دانش مىچرخد ( عمل جاهل باطل و بدون نورافكن دانش نمىتوان راه خداپرستى را پيمود ) بشر در دوران زندگانىاش راه فرمان‌بردارى از خدا را با علم مىپيمايد و پس از مرگش به نيروى دانش نام نيك از خويش به يادگار مىگذارد ، هميشه حكومت به دست علم است و مال ، محكوم و مغلوب و در شرف فنا است . اى كميل ، گردآورندگان مال در عين زندگى مرده‌اند ( و هيچ اثرى بر وجودشان مترتب نيست ) لكن دانشمندان تا دنيا دنيا است زنده‌اند ( و بشر از آثار وجوديشان استفاده مىنمايد ) پيكرهايشان خاك و ناپيدا و لكن عكس‌هايشان در دل‌ها پاى برجا است ، آنگاه حضرت اشاره بر سينه مبارك خود برده فرمودند : كميل متوجه باش كه درون سينه من دانش فراوانى انباشته شده است ( از علوم و معارف الهيه كه بشر معاصر توانايى شنيدن و فراگرفتن آن را ندارد ) .