همه چيز را بياموزيم و خودشناسى را نه .
اى كاش لااقل علوم ديگر مانع علم خودشناسى نمىشد ، بايد از آن شكافنده اتم پرسيد آيا يك بار گريبان خود را گرفتى كه چرا آمدهاى ، اى كسى كه مشكلترين سؤالات را درباره جهان پاسخ گفتهاى از خودت چرا چنين سؤال سادهاى را نكرده و چرا جواب نشنيدهاى !
اى عالمان غافل لازمترين علوم ، علمى است كه ما را در معرفت صلاح و فساد نفس خويش يارى كند . امام كاظم ( عليه السلام ) مىفرمايند :
« . . . الْزَمُ العلم لك ما دلّك على صلاح قلبك واظْهَرَ لك فساده . . . » « 1 » :
« لازمترين علم براى تو آن علمى است كه تو را راهنمايى كند بر صلاح قلب تو و ظاهر مىكند براى تو فساد آن را . . . » آرى بايد علم راغ در مسير آخرت قرار داد و فكر نكرد كه زندان دنيا هميشگى است بلكه بايد پذيرفت كه فانى است اگر اين پندار عينيت پيدا كرد و معناى دقيق
« ما عندكم ينفذ و ما عند الدباق »
آنچه نزد شما است نابود مىشود و آنچه نزد خداوند است باقى مىماند » تجلّى يافت ، مسلماً به غير باقى اتكا نمىشود .
تلسكوپ با تمام قواعد نورى تنظيم و تثبيت شده ، ولى منجّم اين تلسكوپ را به كدام منطقه و منظره بيندازد ، اين به دست احساسات او است كه كدام ناحيه تماشايىتر است ، تلسكوپ علم همچنين است ، ما هستيم كه بايد ببينيم به كدام ناحيه آن را متوجه كنيم تا از وقت و عمر و وسائل كمال استفاده را ببريم ، آدم بىدرد و بىتفاوت علمش هم بىدرد و بىتفاوت است . كسى كه درد دارد به فعاليتهاى خود جهت مىدهد ، اگر درد نباشد انسان گزينشگر نخواهد شد ، زيرا گزينش صددرصد متأثر از دردها و انگيزههاى
درونى است و از اينجا مشخص مىشود كه چرا قبل از علم ، سخن از عالم رانده مىشود ، چون روان عالم
معين كننده نفع و ضرر علم
هامش
( 1 ) . ميزان الحكمة ، جلد 6 ، صفحه 529 نقل از بحارالانوار ، جلد 78 ، صفحه 333 .