چنانچه امام على ( عليه السلام ) فرمود :
« بالعلم تكون الحياة » « 1 » :
« به وسيله علم حيات تثبيت مىشود » و اگر علم ضارّ يا بىمنفعت اخذ كند تمام شؤونات او را تحت تأثير قرار داده و حالت انفعالى نسبت به اين علوم به خود مىگيرد . و علاوه بر اين كه خيرى نمىبيند « اعلم انّه لاخير فى علم لا ينفع » « 2 » و علمش مؤثر واقع نمىشود « علم لاينفع كدواء لاينجع » « 3 » بايد از اين گونه علوم به خدا پناه برد ؛
اللهم انى اعوذ بك مِنْ علم لاينفع « 4 »
و چه بسا اگر جاهل بود نافعتر بود
( رُبَّ جهل انفع من علم ) « 5 »
وجهل او مُنجى او بود
( ربّ جاهل نجاتُه جَهْلُهاً ) . « 6 »
نافع بودن علم و مضر بودن آن برخاسته و منبعث از ارزشهاى مكتب است . مكتب بايد هدف و الا را براى انسان روشن كند تا در پرتو اين روشنايى ، معلومات تنظيم شود ، اگر مكتب سر در گم باشد و هدفى منطقى را دنبال نكند طبعاً علمى كه صاحب چنين مكتبى دنبال مىكند نافع نخواهد بود .
جمله
« وَقَفوُا اسماعهم على العلم النافع لهم »
نشان مىدهد كه ابتدا دانستهاند در چه راهى سير مىكنند و براى چه آمده و به كجا مىروند ، سپس پژوهشها و تحقيقات خود را با همان هدف پى مىبرند و به عبارت ديگر جميع اعمال پرهيزكاران متّكى بر ابعاد شناخت و علوم دريافتى آنها و همسو براى رسيدن به هدفى واحد و الهى است و اينچنين عالمانى مصداق روايت امام باقر ( عليه السلام ) هستند كه « عالِمٌ يَنْفتَفع بِعلمه افضَلُ مِنْ سَبْعينَ الف عابد » : « عالمى كه از علمش استفاده
هامش
( 1 ) . ميزان الحكمة ، جلد 6 ، صفحه 452 نقل از غررالحكم امام على عليه السلام .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، نامه 31 در وصاياى حضرت على عليهالسّلام .
( 3 ) . ميزان الحكمة ، جلد 6 ، صفحه 507 نقل از غررالحكم امام على عليه السلام .
( 4 ) . ميزان الحكمة ، جلد 6 ، صفحه 507 ( روايت از رسول خدا ) در تعقيبات نماز عصر همچنين وارد شده است اللهم انى اعوذ بك مِنْ نفس لاتَشْبَع ومِنْ علم لايَنفع « مفاتيح الجنان » .
( 5 ) . ميزان الحكمة ، جلد 6 ، صفحه 507 نقل از غررالحكمه على عليه السلام .
( 6 ) . همان .