تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
مىسوزاند ، در كلمات على ( عليه السلام ) هم آمده : « وَاذا لم اجِد بُدّاً فآخِرُ الدواء الكَىّ » « 1 » : « و زمانى ك نيافتم چاره‌اى براى مداوا پس آخرين دوا داغ است » . « 2 » از اين مقدمه نتيجه مىگيريم همانطور كه در رابطه با جسم ، اول آزمايش خون و چربى و اوره و غيره مىكنند تا كميّت و كيفيّت بيمارى را تشخيص داده و سپس درصدد معالجه مناسب با آن برآيند ، در رابطه با روح هم اول بايد كنكاش و جستجوگرى كرد تا كمّاً وكيفاً بيمارىهاى روحى را تشخيص داده و سپس در راستاى بهبودى فعاليت كرد ، اگر در محلى دروغ گفتن ، قماربازى كردن و ديگر انحرافات به چشم خورد ، بايد ريشه‌يابى كرد ، اگر بيكارى گريبانگير نسل جوان شده ، بايد ريشه‌يابى كرد و سپس به دنبال معالجه رفت . مسئله شناخت و درمان از مبادى اساسى تبليغ به شمار رفته و بايد مبلّغين جامعه و در رأس آنها روحانيون عزيز اين روش را در عين حالى كه طبيبى دوّار هستند ، نصب العين خود قرار داده تا در پيشبرد اهداف الهى ، انسانى هرچه بيشتر موفق باشند . بعد از تشخيص بيمارى تكبر ، درصدد ريشه‌يابى برآمده و سه عامل مؤثر در اين بيمارى را متذكر مىشويم : 1 . عدم معرفت نسبت به خدا و جهان و خويشتن : اگر معرفتى شايسته ، نسبت به اين امور نباشد درخت تكبر رشد نموده و هرچه بيشتر به ثمر مىنشيند ، اگر كسى در مرحله ذات خود را ديد ، خدا را نمىبيند ، اگر در مرحله صفات مثل علم ، علم خود را ديد ، علم خدا را نمىبيند ، اگر در مرحله افعال فعل خود را ديد ، فعل خدا را نمىبيند و در نتيجه هركس بزرگى موهوم خود را ديد ، از بزرگى خدا غافل است .
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه ، خطبه 167 فيض‌الاسلام و 168 صبحى صالح . ( 2 ) . جمله ( آخِرُ الدواء الكَىّ ) مَثَل مشهورى است كه براى آخرين مرحله تدبير به كار مىرود .