اگر با شرايطى آيات را با زعفران مثلًا نوشته و با آب خورده شود ، شفا حاصل مىشود يا اگر فلان سوره را بخواند فلان مشكل و بيمارى حل و بهبودى مىيابد ، ولى مىگوئيم قرآن قبل از اين كه بر بيمارىهاى جسمى تاثير كند ، مرهمى بر بيمارىهاى روحى است ، زيرا وحى با روح ما مأنوستر است تا با جسم . در آيه اول اشاره به وجود چنين امراض روحانى و در آيه دوم اشاره به نسخه شفابخشى به نام قرآن شده و بالطبع دلالت بر وجود طبّى براى روح و طبيبى براى آن است .
در نهجالبلاغه هم اشاره به شفابخشى قرآن شده است آنجا كه مىفرمايد :
« فاستشْفوُه من ادْوائكم واستَعينُوا به على لَأوائِكم فانّ فِيهِ شفاءً مِنْ اكْبَر الدّاء وهُوَ الكُفْر النِفاقُ والغَىٌ والضَّلال » « 1 »
( از اين كتاب بزرگ آسمانى براى بيمارىهاى خود شفا بخواهيد و براى حل مشكلاتتان از آن يارى بطلبيد ، چرا كه در اين كتاب درمان بزرگترين دردها است ، درد كفر و نفاق و گمراهى و ضلالت ) . « 2 »
جالب توجه اين كه اطباء فهميدهاند هر دارويى علاوه بر تسكين دردى منشأ دردهاى ديگرى مىتواند باشد و اين مطلب را از حدود 1400 سال پيش در روايات مىتوان ديد در سفينة البحار در حديث معروفى آمده : « ما مِنْ دواء الّا ويَهيجُ داءً » : « هيچ دارويى نيست مگر اين كه خود سرچشمه بيمارى ديگر است » اما داروى شفابخش قرآن هيچ گونه اثر نامطلوب و سوئى
روى جان و فكر و روح آدمى نداشته ، بلكه تماماً خير و بركت است و به اين مطلب در عبارات نهجالبلاغه نيز اشاره شده : « شِفاءٌ لا تُخشى اسقامُه » ( قرآن داروى شفابخشى است كه هيچ بيماريى از آن بر
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 175 فيضالاسلام و 176 صبحى صالح .
( 2 ) . درباره شفابخشى قرآن در جاهاى ديگر نهجالبلاغه نيز سخن به ميان آمده از جمله در خطبه 150 فيض و 157 صبحى صالح مىفرمايند : ودَواء دائِكُم ( قرآن ) دواى بيمارىهاى شما است ) و در خطبه 148 فيض و 156 صبحى صالح مىفرمايند : الشفاء النافع ( قرآن ) شفابخش پربركت است .