تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
« انَا خَيْرُ مِنْه خَلَقْتَنى مِنْ نار و خَلَقْتَه مِنْ طِين » « 1 » : « من بهتر از آدم هستم ، خلق نمودى مرا از آتش و خلق كردى آدم را از گِل » او اولين قياس كننده بود ، چنان‌كه امام صادق ( عليه السلام ) به ابوحنيفه « 2 » فرمودند : « لاتَقِسْ فَانَّ اوّل مَنْ قاس ابليس » ؛ « 3 » « قياس مكن كه نخستين قياس كننده ابليس ( شيطان ) بود » . بزرگ‌ترين اشتباه ابليس كه شايد هم آگاهانه دروغ مىگفت ، اين بود كه آتش را با خاك مقايسه كرد و خواست آتش را برتر از خاك جلوه دهد ، در حالى كه خاك سرچشمه انواع بركات و منبع تمام مواد حياتى و مهم‌ترين وسيله براى ادامه زندگى موجودات زنده است ، در حالى كه آتش چنين نيست ، بلكه جنبه ويرانگرى او بيشتر است وقتى زمين به صورت گوئى آتشين از خورشيد جدا شد قابل استفاده و سكونت نبود ، اما وقتى سرد شد خاك آن مايه بركات گرديد ، سرچشمه پرورش درختان و مواد نفتى قابل احتراق شد ، اگر آتشى ايجاد شود برگشتش به زمين است توليد آتش از سنگ چخماق و نفت و غيره است ، از همه اينها گذشته شرافت آدم به بُعد جسمانى و مادى و خاكى و مرحله لجن بودن او نبود ، بلكه بواسطه جنبه روحانيت او بود . اضافه روحى در ( نفخت فيه مِنْ روحى ) اضافه تشريفيّه است ، يعنى اگر چه جسم او خاكى بود ولى روحش انتساب به خداوند پيدا كرده و شرافت يافته بود ، ولى امان از تكبر كه چون پرده‌اى بر ديده جان ظاهر شده و مانع از ديدن حتى بديهىترين ديدنىها و آشكارترين آنها است ، به دنبال اين تكبر بود كه شيطان به جنگ و پيكار با خداوند برخاست و حكمت الهى را زير سؤال برد ، اينكه گفت : من
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 12 . ( 2 ) . رئيس مذهب حنفى از مذاهب اهل تسنن است . ( 3 ) . نورالثقلين ، جلد 2 ، صفحه 6 ، در منابع اهل تسنن هم ، المنار ، جلد 8 ، صفحه 331 و طبرى جزء 8 ، صفحه 98 از ابن عباس و ابن سيرين و حسن بصرى اين مطلب نقل شده است .