بهتر از آدم هستم و او خلقتش از خاك و خلقت من از آتش است ، يعنى اينكه دستور سجده از تو اى خدا انتظار نمىرفت ، توقعّ نداشتيم با اين علم و حكمتت چنين دستور صادر كنى ، بعد هم نسبت جبر به خدا داده ، و گفت : « فَبِما اغوَيْتَنِى لَاقْعُدَنَّ لَهُم صِراطَكَ المُسْتَقيمَ » « 1 » : « اى پروردگار من به خاطر اينكه اغواء و گمراه كردى مرا ، بر سر راه مستقيم تو براى انسانها و فرزندان آدم كمين مىكنم » ابليس با اينكه عالم بود ولى تناقض گويى كرد ، در ابتدا به خداوند نسبت جبر داد و گفت تو گمراهم كردى و من بىاختيار بودم ، ولى بعداً گفت من گمراهشان مىكنم ، يعنى اختيار دارم و به ميل خود عمل مىكنم ، آرى اگر متكبّر دچار تناقضگويى هم شود جاى استعجاب نيست !
حضرت على ( عليه السلام ) در خطبه قاصعه « 2 » نهجالبلاغه به هنگام نكوهش كبر و خود برتر بينى چنين مىفرمايد :
« اعْتَرَضَتْهُ الْحَمِيَّةُ فافْتَخَرَ عَلى آدَم بِخَلْقِهِ و تَعَصَّبَ عَلَيهِ لِاصلِه فَعَدُوّاللهِ امامُ المُتَعَصِّبنَ وَ سَلَفَ المُتَكبِرينَ الذى وَضَعَ اساسَ العَصَبيتهِ و نازَعَ اللهَ رداءَ الجَبْريّة وادَّرَعَ لِباسَ التَّعزُّز وخَلَعَ قِناع التَّذَلُّلِ ، الا تَرون كيفَ صَغَّرَهُ اللهُ بِتَكَبُّرِهِ وَوَضَعَهُ بِتَرَفُّعِهِ فَجَعَلَه فِىالدّنيا مدحوُراً وَاعَدّلَهُ فِىالاخِرَةِ سَعيراً » .
كبر و خودخواهى به او ( شيطان ) روى آورد ، پس به آفرينش خود بر آدم ( عليه السلام ) فخر و ناز نمود ، و به خاطر آفرينش خود در برابر آدم ( عليه السلام ) عَصَبيّت به خرج داد آشكارا زير بار فرمان حقّ نرفت ، « و گفت : او را از گل و مرا از آتش آفريدى ، من كه از او بهترم چرا او را سجده كنم ؟ ! » اين دشمن خدا پيشواى متعصّبان و سرسلسله متكبران است كه اساس تعصّب را پىريزى كرد و با خدا در جامه عظمت و بزرگى - كه اختصاص به او داشت - به منازعه پرداخت و لباس عزّت و سربلندى - كه سزاوار او نبود - را به تن پوشانيد و پوشش تواضع و فروتنى را كنار گذارد مگر نمىبينيد ، چگونه
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 16 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 192 ، صبحى صالح و 234 فيضالاسلام .