تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
انگشتان خود فشرده و گاهگاهى پُكى به سيگار خود زده و حلقه حلقه دور مىكند كه گويا همه به او مديون هستند . اين بيمار روحى اگر حتى بخواهد مرض خود را پنهان كند ناخودآگاه ظاهر مىشود ، روانشناسان امروز معتقداند كه بشر داراى دو نيروى متفاوت است : 1 - ضمير آشكار 2 - ضمير پنهان ( دستگاه خودآگاه و ناخودآگاه ) منظور از خودآگاه دستگاه عقل است كه با تصورات و تصديقات انسان به سوى آن مىرود ، ناخودآگاه ماوراء اين است آن ضمير باطن است ، آن معرفت درونى است كه خود انسان هم به آن توجه ندارد . قسمت مهم دستگاه مغز اين شعور ناآگاه است اين دو ضمير را تشبيه به تكّه يخى مىكنند كه 9 قسمت آن زير آب و 1 قسمت آن روى آب است ، و آن يك قسمت ضمير آگاه و آشكار و 9 قسمت ديگر ضمير ناآگاه و پنهان است همانند صخره‌هاى يخى كه خطر بزرگى در جلو كشتىها محسوب مىشوند زيرا كه قسمت مُعظَم آن زير آب است و ديده نمىشود . روانشناسان مىگويند : انسان وقتى شعور آگاهش كار مىكند موانعى بر ديده ضمير ناخودآگاه او پديدار مىگردد ، ولى در خواب و در مواقع غفلت كه فعاليت عقل و شعور آگاه كم است كارهاى حساب ناشده‌اى مىكند كه ناشى از ضمير ناخودآگاه است ، كشف اين مسئله از نظر علمى بسيار نو و تازه است شايد به يك قرن نرسد ولى با دقت در منابع اسلامى مىبينيم كه از 1400 سال پيش اشاره به اين دستگاه شده است از جمله كلمه نورانى مولى على عليه السلام است - اگر چه تمام كلمات حضرت نورانى است - : « مااضْمَرَ احَدٌ شيئاً الّا ظَهَرَ فى فَلَتاتِ لِسانِه و صَفَحات وَجْهه » « 1 » « كسى چيزى را در دل پنهان نمىكند مگر آنكه در سخنان بى انديشه و رنگ رخسارش هويدا مىگردد ، همانند زردى كه علامت ترس و سرخى
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه كلمه 25 فيض‌الاسلام و 26 صبحى صالح از كلمات قصار .