معناى آتش افروختن ، دخول در آتش ، سوختن و برشته شدن با آتش كباب كردن ، و تحمل درد و رنج آن ، آمده است ، و به حكم اين كه فعل مضارع است ، دلالت بر استمرار و ملازمت دارد . « 1 »
[ يَصْلَوْنَها : ]
« جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها »
گويا جملهء « يَصْلَوْنَها » ( در جهنم وارد مىشوند و به آتش آن مىسوزند ) از مادّهء « صَلْى » براى بيان اين است كه : كسى گمان نكند تنها جهنم را از فاصلهء دور مىبينند و يا در كنار آن ، قرار مىگيرند ، نه ، به درون آن وارد مىشوند ، و نيز كسى توهم نكند كه آنها به آتش دوزخ ، عادت مىكنند و انس مىگيرند ، نه ، پيوسته با آن مىسوزند . « 2 »
[ يَصْلى : ]
« يَصْلاها مَذْمُوماً »
« يَصْلى » از مادّهء « صلى » به معناى آتش افروختن و به آتش سوختن است و منظور در اينجا همان معناى دوم مىباشد . « 3 »
[ يُصَلِّى : ]
« الَّذي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ »
« يُصَلِّى » از مادّهء « صَلاة » در اينجا به معناى توجّه و عنايت مخصوص است ، اين عنايت در مورد خداوند ، همان نزول رحمت است ، و در مورد فرشتگان استغفار و تقاضاى رحمت مىباشد . « 4 »
[ يُصْهَرُ : ]
« يُصْهَرُ بِهِ مَا في بُطُونِهِمْ »
« يُصْهَرُ » از مادّهء « صَهر » ( بر وزن قهر ) به معناى آب كردن « پيه » است ، و « صِهر » ( بر وزن فكر ) به معناى داماد . « 5 »
[ يُضاعِفُ : ]
« يُضاعِفُ لِمَنْ يَشآءُ »
« يُضاعِفُ » از مادّهء « ضِعف » ( بر وزن شعر ) به معناى دو يا چند برابر است ، و با توجّه به آنچه در بالا اشاره شد كه دانههايى پيدا مىشود كه چند هزار دانه محصول مىدهد ، اين تعبير نيز يك تشبيه واقعى است . « 6 »
[ يُضاعِفْهُ : ]
« يُضاعِفْهُ لَكُمْ »
« يُضاعِفْهُ » از مادّهء « ضِعف » ( بر وزن شعر ) چنان كه قبلًا هم گفتهايم ، تنها به معناى دو برابر نيست ، بلكه چندين برابر را نيز شامل مىشود ، كه در مورد « انفاق » تا هفتصد برابر ، و بيش از آن ، در قرآن آمده است ! « 7 »
هامش
( 1 ) . ابراهيم ، آيهء 29 ( ج 10 ، ص 394 ) ؛ انفطار ، آيهء 15 ( ج 26 ، ص 244 )
( 2 ) . ص ، آيهء 56 ( ج 19 ، ص 339 )
( 3 ) . اسراء ، آيهء 18 ( ج 12 ، ص 80 )
( 4 ) . احزاب ، آيهء 43 ( ج 17 ، ص 379 )
( 5 ) . حجّ ، آيهء 20 ( ج 14 ، ص 68 )
( 6 ) . بقره ، آيهء 261 ( ج 2 ، ص 369 )
( 7 ) . تغابن ، آيهء 17 ( ج 24 ، ص 223 )