به اين كه : نظام ويژهء نور و ظلمت ، در برابر قدرت پروردگار ، چيز ساده و آسانى است ، و كلمهء « الَيْنَا » نيز تأكيد بر همين قدرت الهى است . « 1 »
[ يُسِيغُهُ : ]
« وَ لا يَكَادُ يُسيغُه »
« يُسِيغُهُ » از مادّهء « اساغة » به معناى ريختن نوشابه در حلق است . « 2 »
[ يُشاقِق : ]
« يُشاقِقِ الرَّسُولَ »
« يُشاقِق » از مادّهء « شقاق » به معناى مخالفت آگاهانه ، توأم با عداوت و دشمنى است . « 3 »
[ يُصْحَبُون : ]
« مِّنَّا يُصْحَبُونَ »
« يُصْحَبُون » از باب « افعال » در اصل ، به اين معناست كه چيزى را به عنوان يارى و حمايت در اختيار شخصى قرار دهند ، و در اينجا اشاره به اين است كه : اين بتها نه ذاتاً قدرت دفاع دارند ، نه از ناحيهء پروردگار چنين نيروئى در اختيارشان گذاشته شده است و مىدانيم هر نيروى دفاعى در عالم هستى يا بايد از درون ذات چيزى بجوشد و يا از ناحيهء خدا داده شود . « 4 »
[ يُصْدِرَ : ]
« حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعآءُ »
« يُصْدِرَ » از مادّهء « صدر » به معناى خارج شدن از آبگاه است . « 5 »
[ يَصْدُرُ : ]
« يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ »
« يَصْدُرُ » از مادّهء « صَدْر » ( بر وزن صبر ) به معناى خارج شدن شتران از آبگاه است كه به صورت انبوه و هيجان زده بيرون مىآيند ، به عكس « ورود » كه به معناى داخل شدن آنها در آبگاه است و در اينجا كنايه از خروج اقوام مختلف از قبرها و آمدنشان در محشر براى حسابرسى است .
اين احتمال ، نيز داده شده : منظور خروجشان از محشر ، و حركت به سوى جايگاهشان در بهشت و دوزخ است . معناى اول ، با آيات گذشته تناسب بيشترى دارد . « 6 »
[ يَصَّدَّعُون : ]
« يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ »
تعبير به « يَصَّدَّعُون » از مادّهء « صدع » ، در اصل به معناى « شكستن » و « شكافتن ظرف » است ، ولى تدريجاً به معناى هرگونه پراكندگى و تفرق به كار رفته است ، و در اينجا ، اشاره به جدايى صفوف بهشتيان و دوزخيان مىباشد كه هر يك از اين دو صف ، نيز به صفوفى تقسيم مىشوند ، به
هامش
( 1 ) . فرقان ، آيهء 46 ( ج 15 ، ص 130 )
( 2 ) . ابراهيم ، آيهء 17 ( ج 10 ، ص 351 )
( 3 ) . نساء ، آيهء 115 ( ج 4 ، ص 170 )
( 4 ) . انبياء ، آيهء 43 ( ج 13 ، ص 452 )
( 5 ) . قصص ، آيهء 23 ( ج 16 ، ص 68 )
( 6 ) . زلزله ، آيهء 6 ( ج 27 ، ص 250 )