« شبيه » است ؛ بنابراين جملهء « وَ هُمْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ » مفهومش اين است كه : آنها همتا ، شريك و شبيه براى خدا قائل مىشوند .
« يَعْدِلُونَ » ممكن است از مادّهء « عدول » به معناى انحراف و بازگشت از حق به سوى باطل باشد ، بنابراين مفهومش اين است كه :
آنها از خداوند واحد يكتا به غير او عدول مىكنند . « 1 »
[ يَعْرِشُونَ : ]
« كَانُوا يَعْرِشُونَ »
« يَعْرِشُونَ » از مادّهء « عَرْش » در اصل ، به معناى درختان و باغهايى است كه به وسيلهء نصب داربستها برپا مىشوند و منظرهء زيبا و پرشكوهى دارند . « 2 »
[ يَعْزُبُ : ]
« مَا يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ »
« يَعْزُبُ » از مادّهء « عزوب » ، در اصل ، به معناى دورى و جدايى از خانه و خانواده ، براى يافتن مرتع جهت « گوسفندان » و چهار پايان است ، و سپس به معناى غيبت و پنهانى ، به طور مطلق استعمال شده است .
و به همين مناسبت به مردان يا زنانى كه از همسر خود دور ماندهاند « عزب » يا « عزبه » گفته مىشود . « 3 »
[ يَعَضُّ : ]
« وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ »
« يَعَضُّ » از مادّهء « عَضّ » ( بر وزن سدّ ) به معناى گاز گرفتن با دندان است ، و معمولًا اين تعبير در مورد كسانى كه از شدت حسرت و تأسف ناراحتند ، به كار مىرود ، چنان كه در فارسى نيز ضرب المثل است كه فلان كس « انگشت حسرت به دندان مىگزيد » ( ولى در عربى به جاى انگشت ، دست گفته مىشود ، و شايد رساتر باشد ، چون هميشه انسان در چنين حالاتى انگشت نمىگزد بلكه گاه پشت دست را مىگزد ، مخصوصاً در زبان عربى بسيار مىشود كه : همچون آيهء مورد بحث ، « يَدَيْهِ » يعنى هر دو دست ، گفته مىشود كه شدت تأسف و حسرت را به طرز گوياترى بيان مىكند ) . « 4 »
[ يُعَمَّر : ]
« مَا يُعَمَّرُ مِنْ مُّعَمَّرٍ »
« يُعَمَّر » از مادّهء « عمر » در اصل از « عمارت » به معناى آبادى گرفته شده است ، و اين كه :
به مدت حيات انسان « عمر » گفته مىشود ، به خاطر آنست كه آبادى و عمارت بدن او در اين مدت است . « 5 »
هامش
( 1 ) . انعام ، آيات 1 ، 150 ( ج 5 ، ص 186 ؛ ج 6 ، ص 42 ) ؛ نمل ، آيهء 60 ( ج 15 ، ص 545 )
( 2 ) . اعراف ، آيهء 137 ( ج 6 ، ص 394 )
( 3 ) . يونس ، آيهء 61 ( ج 8 ، ص 401 ) ؛ سبأ ، آيهء 3 ( ج 18 ، ص 26 )
( 4 ) . فرقان ، آيهء 27 ( ج 15 ، ص 86 )
( 5 ) . فاطر ، آيهء 11 ( ج 18 ، ص 222 )