تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
مىبندند ، و روى قفل يا گرهى كه به آن زده‌اند ، مادّهء خميرمانندى گذارده و روى آن مهر مىزنند ، بديهى است گشودن در آن ، جز با شكستن مهر ممكن نيست ، و اين كارى است كه به زودى افشا مىشود . « 1 »

[ يَطْمِثْهُنَّ : ]

« لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ » « يَطْمِثْهُنَّ » از مادّهء « طمث » در اصل به معناى خون عادت ماهيانه ، و به معناى زوال بكارت آمده ، و در اينجا اشاره به اين است كه زنان بكر بهشتى هرگز همسرانى نداشته‌اند . « 2 »

[ يَطُوف : ]

« يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ » تعبير به « يَطُوف » از مادّهء « طواف » اشاره به خدمت مداوم آنها است . « 3 »

[ يَطَّيَّرُوا : ]

« يَطَّيَّرُوا بِمُوسَى » « يَطَّيَّرُوا » از مادّهء « تَطَيُّر » به معناى « فال بد زدن » است ، و ريشهء اصلى آن كلمهء « طير » به معناى « پرنده » مىباشد ، و از آنجا كه عرب ، فال بد را غالباً به وسيلهء پرندگان مىزد : « گاهى صدا كردن كلاغ را به فال بد مىگرفت و گاهى پريدن پرنده‌اى را از دست چپ نشانهء تيره‌روزى مىپنداشت » كلمهء « تطيّر » به معناى فال بد زدن به طور مطلق آمده است . « 4 »

[ يُطيقُونَهُ : ]

« يُطيقُونَهُ فِدْيَةٌ » « يُطيقُونَهُ » از مادّهء « طوق » در اصل به معناى حلقه‌اى است كه به گردن مىاندازند و يا به طور طبيعى در گردن وجود دارد ( مانند حلقهء رنگينِ گردنِ بعضى از پرندگان ) سپس به معناى نهايت توانايى به كار رفته است ، جملهء « يُطيقُونَهُ » در اينجا با توجّه به اين كه ضمير آخر آن به روزه برمىگردد ، مفهومش اين است : براى انجام روزه ، نهايت توانايى خود را بايد به كار برند ، يعنى شديداً به زحمت بيفتند ، و اين در مورد پيران و بيماران غير قابل علاج مىباشد . بنابراين ، آنها از حكم روزه معافند ، و تنها به جاى آن فديه مىپردازند ( ولى بيمارانى كه بهبودى مىيابند موظفند قضاى روزه را بگيرند ) . بعضى نيز گفته‌اند : مفهوم جملهء « يُطيقُونَهُ » اين است كه در گذشته توانايى داشته‌اند ( كَانُوا يُطيقُونَهُ ) و الآن توانايى ندارند . « 5 »

[ يَظُنُّونَ : ]

« يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُّلاقُوا » « يَظُنُّونَ » از مادّهء « ظنّ » گاه ، به معناى گمان و گاه ، به معناى يقين مىآيد و در اينجا مسلماً به معناى ايمان و يقين قطعى است ؛ زيرا ايمان به لقاء اللّه و بازگشت به سوى او حالت خشوع ، خداترسى و احساس مسئوليت را در دل انسان زنده مىكند . « 6 »

[ يعبؤ : ]

« مَا يَعْبَؤُا بِكُمْ » « يعبؤ » از مادّهء « عبأ » ( بر وزن عبد ) به معناى سنگينى است ، بنابراين جملهء « لا يَعْبأ » يعنى وزنى قائل نيست ، و به تعبير ديگر ، اعتنايى نمىكند . « 7 »

[ يَعْتَذِرُون : ]

« يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذا رَجَعْتُمْ » از تعبير « يَعْتَذِرُون » از مادّهء « إِعتذار » كه فعل مضارع است و معناى آينده را مىتواند در بر داشته باشد ، چنين برمىآيد كه قبلًا خداوند ، پيامبر و مسلمانان را از اين موضوع آگاه كرده كه ، منافقانِ دروغگو ، به عنوان عذرخواهى ، به زودى نزد آنها خواهند آمد ، لذا طرز پاسخگوئىِ آنها را نيز به مسلمانان تعليم مىدهد . « 8 »

[ يَعْدِلُونَ : ]

« كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ » « يَعْدِلُونَ » از مادّهء « عِدل » ( بر وزن حفظ ) گرفته شده كه به معناى « همتا » ، « شريك » و
هامش
( 1 ) . روم ، آيهء 59 ( ج 16 ، ص 513 ) ( 2 ) . رحمن ، آيهء 56 ( ج 23 ، ص 180 ) ( 3 ) . واقعه ، آيهء 17 ( ج 23 ، ص 222 ) ( 4 ) . اعراف ، آيهء 131 ( ج 6 ، ص 377 ) ( 5 ) . بقره ، آيهء 184 ( ج 1 ، ص 704 ) ( 6 ) . بقره ، آيهء 46 ( ج 1 ، ص 262 ) ( 7 ) . فرقان ، آيهء 77 ( ج 15 ، ص 194 ) ( 8 ) . توبه ، آيهء 94 ( ج 8 ، ص 112 )