مىبندند ، و روى قفل يا گرهى كه به آن زدهاند ، مادّهء خميرمانندى گذارده و روى آن مهر مىزنند ، بديهى است گشودن در آن ، جز با شكستن مهر ممكن نيست ، و اين كارى است كه به زودى افشا مىشود . « 1 »
[ يَطْمِثْهُنَّ : ]
« لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ »
« يَطْمِثْهُنَّ » از مادّهء « طمث » در اصل به معناى خون عادت ماهيانه ، و به معناى زوال بكارت آمده ، و در اينجا اشاره به اين است كه زنان بكر بهشتى هرگز همسرانى نداشتهاند . « 2 »
[ يَطُوف : ]
« يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ »
تعبير به « يَطُوف » از مادّهء « طواف » اشاره به خدمت مداوم آنها است . « 3 »
[ يَطَّيَّرُوا : ]
« يَطَّيَّرُوا بِمُوسَى »
« يَطَّيَّرُوا » از مادّهء « تَطَيُّر » به معناى « فال بد زدن » است ، و ريشهء اصلى آن كلمهء « طير » به معناى « پرنده » مىباشد ، و از آنجا كه عرب ، فال بد را غالباً به وسيلهء پرندگان مىزد :
« گاهى صدا كردن كلاغ را به فال بد مىگرفت و گاهى پريدن پرندهاى را از دست چپ نشانهء تيرهروزى مىپنداشت » كلمهء « تطيّر » به معناى فال بد زدن به طور مطلق آمده است . « 4 »
[ يُطيقُونَهُ : ]
« يُطيقُونَهُ فِدْيَةٌ »
« يُطيقُونَهُ » از مادّهء « طوق » در اصل به معناى حلقهاى است كه به گردن مىاندازند و يا به طور طبيعى در گردن وجود دارد ( مانند حلقهء رنگينِ گردنِ بعضى از پرندگان ) سپس به معناى نهايت توانايى به كار رفته است ، جملهء « يُطيقُونَهُ » در اينجا با توجّه به اين كه ضمير آخر آن به روزه برمىگردد ، مفهومش اين است : براى انجام روزه ، نهايت توانايى خود را بايد به كار برند ، يعنى شديداً به زحمت بيفتند ، و اين در مورد پيران و بيماران غير قابل علاج مىباشد .
بنابراين ، آنها از حكم روزه معافند ، و تنها به جاى آن فديه مىپردازند ( ولى بيمارانى كه بهبودى مىيابند موظفند قضاى روزه را بگيرند ) . بعضى نيز گفتهاند : مفهوم جملهء « يُطيقُونَهُ » اين است كه در گذشته توانايى داشتهاند ( كَانُوا يُطيقُونَهُ ) و الآن توانايى ندارند . « 5 »
[ يَظُنُّونَ : ]
« يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُّلاقُوا »
« يَظُنُّونَ » از مادّهء « ظنّ » گاه ، به معناى گمان و گاه ، به معناى يقين مىآيد و در اينجا مسلماً به معناى ايمان و يقين قطعى است ؛ زيرا ايمان به لقاء اللّه و بازگشت به سوى او حالت خشوع ، خداترسى و احساس مسئوليت را در دل انسان زنده مىكند . « 6 »
[ يعبؤ : ]
« مَا يَعْبَؤُا بِكُمْ »
« يعبؤ » از مادّهء « عبأ » ( بر وزن عبد ) به معناى سنگينى است ، بنابراين جملهء « لا يَعْبأ » يعنى وزنى قائل نيست ، و به تعبير ديگر ، اعتنايى نمىكند . « 7 »
[ يَعْتَذِرُون : ]
« يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذا رَجَعْتُمْ »
از تعبير « يَعْتَذِرُون » از مادّهء « إِعتذار » كه فعل مضارع است و معناى آينده را مىتواند در بر داشته باشد ، چنين برمىآيد كه قبلًا خداوند ، پيامبر و مسلمانان را از اين موضوع آگاه كرده كه ، منافقانِ دروغگو ، به عنوان عذرخواهى ، به زودى نزد آنها خواهند آمد ، لذا طرز پاسخگوئىِ آنها را نيز به مسلمانان تعليم مىدهد . « 8 »
[ يَعْدِلُونَ : ]
« كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ »
« يَعْدِلُونَ » از مادّهء « عِدل » ( بر وزن حفظ ) گرفته شده كه به معناى « همتا » ، « شريك » و
هامش
( 1 ) . روم ، آيهء 59 ( ج 16 ، ص 513 )
( 2 ) . رحمن ، آيهء 56 ( ج 23 ، ص 180 )
( 3 ) . واقعه ، آيهء 17 ( ج 23 ، ص 222 )
( 4 ) . اعراف ، آيهء 131 ( ج 6 ، ص 377 )
( 5 ) . بقره ، آيهء 184 ( ج 1 ، ص 704 )
( 6 ) . بقره ، آيهء 46 ( ج 1 ، ص 262 )
( 7 ) . فرقان ، آيهء 77 ( ج 15 ، ص 194 )
( 8 ) . توبه ، آيهء 94 ( ج 8 ، ص 112 )