تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣

[ يُضِلَّ : ]

« وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ » منظور از « يُضِلَّ » از مادّهء « إِضلال - ضَلال » كه در اصل به معناى گمراه ساختن ، يا حكم به گمراهى مىباشد ، آن چنان كه بعضى از مفسران احتمال داده‌اند ( همانند تعديل و تفسيق ، كه به معناى حكم به عدالت و حكم به فسق است ) : يا به معناى گمراه ساختن از طريق ثواب و پاداش‌هاى روز قيامت است ، كه در واقع به مفهوم مجازات كردن خواهد بود . و يا اين كه ، منظور از « اضلال » : بر گرفتن نعمت توفيق ، و رها ساختن انسان به حال خود ، كه نتيجه‌اش گمراه شدن و سرگردان ماندن در طريق هدايت است . و اين تعبير اشارهء لطيفى به اين حقيقت است كه همواره گناهان سرچشمهء گمراهى بيشتر ، و دور ماندن از طريق هدايت است . « 1 »

[ يَطْبَعُ : ]

« يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى قُلُوبِ » « يَطْبَعُ » از مادّهء « طبع » ، به معناى مهر نهادن است ، و اشاره به كارى است كه در سابق و امروز ، معمول بوده و هست ، كه گاهى براى اين كه : چيزى دست نخورده بماند و در آن مطلقاً دخل و تصرفى نشود ، درِ آن را محكم
هامش
( 1 ) . توبه ، آيهء 115 ( ج 8 ، ص 207 )