چاه مىكشند و از اعماق زمين استخراج مىگردد ، و به همين جهت استفاده كردن هر حقيقتى از دلائل و شواهد مختلف و استخراج آن از مدارك موجود ، « استنباط » ناميده مىشود ، خواه در مسائل فقهى باشد يا در مسائل فلسفى ، سياسى و علمى . « 1 »
[ يَسْجُدان : ]
« وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ »
تعبير « يَسْجُدان » ( اين دو سجده مىكنند ) از مادّهء « سُجود » اشاره به تسليم بى قيد و شرط آنها در برابر قوانين آفرينش ، و در مسير منافع انسانهاست ، مسيرى كه خدا براى آنها تعيين كرده ، و آن را بى كم و كاست مىپيمايند .
در ضمن ، اشاره به اسرار توحيدى آنها نيز هست ؛ چرا كه در هر برگ و هر دانهء گياهى ، آيات عجيبى از عظمت و علم پروردگار وجود دارد ، و « هر ورقى دفترى است معرفت كردگار » ! « 2 »
[ يَسْجدُون : ]
« لِلْأَذْقانِ سُجَّداً »
« يَسْجدُون » از مادّهء « سُجود » به معناى سجده مىكنند مىباشد . « 3 »
[ يُسْجَرُونَ : ]
« النَّارِ يُسْجَرُونَ »
« يُسْجَرُونَ » از مادّهء « سجر » ( بر وزن فجر ) به گفتهء « راغب » در « مفردات » به معناى بر افروختن آتش ، و شعلهور ساختن آن است ، و به گفتهء جمعى ديگر از ارباب لغت و مفسران ، به معناى پر كردن تنور از آتش است . « 4 »
[ يُسْحَبُون : ]
« وَالسَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ »
« يُسْحَبُون » از مادّهء « سحب » ( بر وزن سهو ) به معناى كشيدن است . « 5 »
[ يَسْرِ : ]
« وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ »
« يَسْرِ » در اصل « يسرى » بوده كه فعل مضارع از مادّهء « سرى » است ، سپس « ياء » آن براى تخفيف و هماهنگى با آيات قبل حذف شده است . « 6 »
[ يَسَّرْنَاهُ : ]
« يَسَّرْنَاهُ بِلِسانِكَ »
« يَسَّرْنَاهُ » از مادّهء « تيسير » به معناى « تسهيل » است ، خداوند در اين جمله مىفرمايد : « ما قرآن را بر زبان تو آسان كرديم ، تا پرهيزكاران را بشارت دهى و دشمنان سرسخت را انذار كنى » اين تسهيل ، ممكن است از جهات مختلف بوده باشد :
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 83 ( ج 4 ، ص 48 )
( 2 ) . رحمن ، آيهء 6 ( ج 23 ، ص 114 )
( 3 ) . اسراء ، آيهء 107 ( ج 12 ، ص 352 )
( 4 ) . غافر ، آيهء 72 ( ج 20 ، ص 189 )
( 5 ) . غافر ، آيهء 71 ( ج 20 ، ص 189 )
( 6 ) . فجر ، آيهء 4 ( ج 26 ، ص 462 )