تا بتوانند از آنها در مسير مقاصدشان بهرهكشى نمايند .
منتها با كلمهء « استعمار » اين تفاوت را دارد ، كه « استعمار » ظاهرش به معناى آباد ساختن است و باطنش به معناى ويرانگرى ، ولى « استضعاف » ظاهروباطنش هردويكى است ! « 1 »
[ يَسْتَعْتِبُونْ ، يُسْتَعْتَبُونَ : ]
« وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ »
از مادّهء « اسْتَعتاب » در اصل از « عتاب » گرفته شده است كه : به معناى ملامت كردن و اظهار خشونت با ديگرى است . بنابراين « استعتاب » مفهومش اين است كه : شخص گنهكار از صاحب حق ، طلب عتاب كند ، يعنى خود را در برابر سرزنشهاى او قرار مىدهد تا خشم صاحب حق فرو بنشيند و رضايت بدهد . به همين دليل بعضى « استعتاب » را به معناى « استرضاء » يعنى « رضايت طلبيدن » و تقاضاى عفو گرفتهاند ، در حالى كه حقيقت مفهوم آن رضايت طلبيدن نيست ، بلكه لازمهء مفهوم آن است .
و هنگامى كه به « باب افعال » برده مىشود به معناى زائل كردن و صرفنظر از سرزنش است .
در « لسان العرب » ، تصريح شده است : معناى باب « استفعال » آن نيز همچون باب « افعال » است ، لذا اين تعبير در موارد « استرضاء » يعنى رضايت طلبيدن و توبه كردن نيز به كار مىرود ، و در سورهء « روم » به همين معنا آمده است ، يعنى در قيامت ، آنها توانايى بر « توبه و جلب رضايت » پروردگار ندارند . « 2 »
[ يَسْتَفْتُونَكَ : ]
« وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسآءِ »
« يَسْتَفْتُونَكَ » در اصل ، از مادّهء « فتوى » و « فتيا » گرفته شده كه به معناى پاسخ به مسائل مشكل است و از آنجا كه ريشهء اصلى اين لغت « فَتى » به معناى جوان نورس مىباشد ، ممكن است نخست در مسائلى كه انسان پاسخهاى جالب و تازه و نورسى براى آن انتخاب كرده به كار رفته باشد ، سپس در مورد پاسخ به تمام مسائل انتخاب شده است . « 3 »
[ يَسْتَفِزّ : ]
« يَسْتَفِزَّهُم مِّنَ الأَرْضِ »
« يَسْتَفِزّ » از مادّهء « استفزاز » به معناى تحريك و برانگيختن است . « 4 »
[ يَسْتَنْبِطُونَهُ : ]
« الَّذِيْنَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ »
« يَسْتَنْبِطُونَهُ » در اصل ، از مادّهء « نَبَط » ( بر وزن فقط ) و به معناى نخستين آبى است كه از
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 137 ( ج 6 ، ص 393 )
( 2 ) . نحل ، آيهء 84 ( ج 11 ، ص 386 ) ؛ روم ، آيهء 57 ( ج 16 ، ص 511 ) ؛ فصّلت ، آيهء 24 ( ج 20 ، ص 278 )
( 3 ) . نساء ، آيهء 127 ( ج 4 ، ص 196 )
( 4 ) . اسراء ، آيهء 103 ( ج 12 ، ص 340 )