تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥

[ يسار : ]

« يسار » به معناى طرف چپ بدن است ، سپس به هر چيزى كه در اين ناحيه قرار گيرد يسار گفته مىشود . « 1 »

[ يُسارِعُونَ : ]

« يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ » تعبير به « يُسارِعُونَ » از مادّهء « مُسارَعَة - سُرْعَة » كه از باب « مفاعله » و به معناى سرعت براى پيشى گرفتن از يكديگر است ، تعبير جالبى است كه وضع حال مؤمنان را در يك مسابقه كه به سوى مقصدى بزرگ و پر ارزش انجام مىشود ، مشخص مىكند ، و نشان مىدهد آنها چگونه در برنامهء اعمال صالح با يكديگر رقابت سازنده و مسابقه بى وقفه دارند . « 2 »

[ يَسْأَمُونَ : ]

« وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ » « لايَسْأَمُونَ » از مادّهء « سَئامَت » به معناى خستگى از ادامهء كار يا جريانى است ، ضمناً جملهء « فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا » جملهء شرطيه است و جزاى آن محذوف مىباشد و در تقدير چنين است : « فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا مِن عِبادَةِ اللَّهِ وَ تَوحِيدِهِ لايَضُرُّهُ شَيْئاً » . « 3 »

[ يَسْبَحُونَ : ]

« فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » « يَسْبَحُونَ » از مادّهء « سباحت » - كه طبق نقل « راغب » در « مفردات » در اصل به معناى حركت « سريع » در آب و هوا است - اشاره به حركت سريع كرات آسمانى مىكند ، و آنها را تشبيه به موجودات عاقلى كرده است كه ، با سرعت به گردش خود ادامه مىدهند ، امروز ، نيز اين حقيقت ثابت شده كه اجرام آسمانى با سرعتهاى بسيار عجيب و گاه سرسام‌آورى ، در مسير خود حركت دارند . و اين كه ذكر خدا و عبادت او را « تسبيح » مىگويند ، نيز از همين جا ناشى شده ، چرا كه آن هم يك نوع حركت سريع در طريق اطاعت و عبادت پروردگار است . « 4 »

[ يَسْتَبْشِرُون : ]

« أَهْلُ الْمَدِيْنَةِ يَسْتَبْشِرُونَ » جملهء « يَسْتَبْشِرُون » ( يكديگر را بشارت مىدادند ) از مادّهء « استبشار - بِشارة » حكايت از عمق آلودگى آنها مىكند ؛ چرا كه : اين عمل ننگين را ، شايد كمتر كسى حتى در ميان حيوانات و چارپايان نظيرش را ديده باشد . « 5 »

[ يَسْتَحْسِرُون : ]

« عِبادَتِهِ وَ لا يَسْتَحْسِرُونَ » « يَسْتَحْسِرُون » از مادّهء « حسر » در اصل به
هامش
( 1 ) . زمر ، آيهء 56 ( ج 19 ، ص 533 ) ( 2 ) . مؤمنون ، آيهء 61 ( ج 14 ، ص 288 ) ( 3 ) . فصّلت ، آيهء 38 ( ج 20 ، ص 311 ) ( 4 ) . يس ، آيهء 40 ( ج 18 ، ص 410 ) ( 5 ) . حجر ، آيهء 67 ( ج 11 ، ص 127 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 645 | شيخ محمد جعفر امامى