تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤

[ يَزِفُّونَ : ]

« فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ » « يَزِفُّونَ » از مادّهء « زفّ » ( بر وزن كف ) در اصل ، در مورد وزش باد و حركت سريع شترمرغ كه مخلوطى از راه رفتن و پريدن است ، به كار رفته ، بعد از آن به طور كنايه در مورد « زفاف عروس » يعنى بردن عروس به خانهء داماد استعمال شده است . به هر حال ، منظور اين است كه بت‌پرستان با سرعت ، به سوى ابراهيم عليه السلام آمدند . « 1 »

[ يُزَكُّونَ : ]

« الَّذينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ » « يُزَكُّونَ » از مادّهء « تزكيه » به معناى پاك شمردن و پاك معرفى كردن است ، گاهى نيز به معناى پاك نمودن ، تربيت كردن و رشد دادن نيز آمده است . اين در حقيقت ، به معناى پاك نمودن است كه اگر جنبهء عملى داشته باشد ، پسنديده ، و اگر تنها با سخن و ادعا باشد ، نكوهيده است . « 2 »

[ يُزَوِّجَهُمْ : ]

« أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً » تعبير « يُزَوِّجَهُمْ » در اينجا به معناى « تزويج » نيست ، بلكه منظور جمع كردن ميان اين دو موهبت براى گروهى از انسان‌ها است ، و به عبارت ديگر ، واژهء « تزويج » گاه به معناى جمع كردن ميان اشياء مختلف ، يا اجناس گوناگون مىآيد ، چرا كه « زوج » در اصل به معناى دو چيز يا دو شخص است كه با يكديگر قرين گردند . بعضى ، تعبير فوق را به معناى تولد پسران و دختران ، به ترتيب پشت سر هم دانسته‌اند ، و بعضى به معناى تولد فرزندان دوقلو ، كه يكى پسر و ديگرى دختر باشد . ولى ، در تعبير فوق ، هيچ نشانه‌اى بر اين تفسيرها وجود ندارد . به علاوه ، با ظاهر آيه نيز سازگار نيست ، زيرا آيه ، مىخواهد از گروه سومى خبر دهد كه هم صاحب دخترند و هم صاحب پسر . « 3 »

[ يَسْئَلُهُ : ]

« يَسْئَلُهُ مَن فِى السَّمَاواتِ » تعبير به « يَسْئَلُهُ » از مادّهء « سُؤال » به صورت « فعل مضارع » ، دليل بر اين است كه ، اين سؤال و تقاضا دائمى است ، و همگى به زبان حال از آن مبدأ فياض ، دائماً فيض مىطلبند ، هستى مىخواهند ، و حوائج خود را تمنا مىكنند ، و اين اقتضاى ذاتِ موجود ممكن است كه نه تنها در « حدوث » ، بلكه در « بقاء » نيز وابسته و متكى به واجب الوجودند . « 4 »
هامش
( 1 ) . صافات ، آيهء 94 ( ج 19 ، ص 109 ) ( 2 ) . نساء ، آيهء 49 ( ج 3 ، ص 527 ) ( 3 ) . شورى ، آيهء 50 ( ج 20 ، ص 509 ) ( 4 ) . رحمن ، آيهء 29 ( ج 23 ، ص 150 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 644 | شيخ محمد جعفر امامى