تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
« وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ » « يَخِصِّمُونَ » از مادّهء « خصومت » به معناى نزاع و جنگ است . « 1 »

[ يَخْلُقُ : ]

« وَيَخْلُقُ مَا لا تَعْلَمُونَ » تعبير به « يَخْلُقُ » ( مىآفريند ) از مادّهء « خَلْق » دليلش واضح است ، زيرا كار انسان در اين اختراعات در حقيقت چيزى جز جفت و جور كردن و به هم پيوستن نيست ، اساس آنها كه مواد اصلى را تشكيل مىدهد ، تنها با آفرينش خداوندى است . از اين گذشته ، آن ابتكارى كه بشر در طريق اختراع اين وسائل به كار مىبرد ، آن نيز مولود استعدادى است كه خدا به او داده است . « 2 »

[ يَخُوضُوا : ]

« فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا » « يَخُوضُوا » از مادّهء « خوض » ( بر وزن حوض ) ، در اصل ، به معناى حركت در آب است ، سپس به عنوان كنايه در مواردى كه انسان غوطه‌ور در مسائل باطل مىشود به كار رفته است . « 3 »

[ يُدَبِّرُ : ]

« يُدَبِّرُ الأَمْرَ » « يُدَبِّرُ » از مادّهء « تدبير » ، در اصل از « دبر » ( بر وزن ابر ) ، به معناى پشت سر و عاقبت چيزى است . بنابراين ، « تدبير » به معناى بررسى كردن عواقب كارها ، و سنجيدن مصالح ، و بر طبق آن عمل نمودن است . « 4 »

[ يُدْحِضُوا : ]

« لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ » « يُدْحِضُوا » از مادّهء « ادحاض » به معناى « ابطال و زائل » كردن است و در اصل از مادّهء « دحض » به معناى « لغزش » گرفته شده است . « 5 »

[ يَدْرَئُون : ]

« وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ » « يَدْرَئُون » از مادّهء « درء » ( بر وزن زرع ) به معناى دفع كردن است . « 6 »

[ يُدْرِكْكُم : ]

« يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ » معناى مادّهء « يُدْرِكْكُم » از مادّهء « دَرْك » اين است كه : كسى از چيزى فرار كند ، و آن به دنبالش بدود ، بر اين اساس ، بدون ترديد اگر مرگ در پى كسى درآيد ، او را خواهد گرفت . « 7 »

[ يَدُعُّ : ]

« الَّذي يَدُعُّ الْيَتيمَ » « يَدُعُّ » از مادّهء « دَعّ » ( بر وزن حدّ ) به معناى دفع شديد و راندن توأم با خشونت و عنف است . از آنجا كه « يَحُضُّ » و « يَدُعُّ » به صورت فعل « مضارع » آمده ، نشان مىدهد اين كار مستمر آنها در مورد يتيمان و مستمندان بوده است . « 8 »

[ يَدَّعُونَ : ]

« وَ لَهُمْ ما يَدَّعُونَ » « يَدَّعُونَ » از مادّهء « دعايه » به معناى طلب است ، يعنى هر چه طلب كنند ، و تمنّا نمايند ، براى آنها حاصل است ، و آرزوئى در دل ندارند ، كه انجام‌نشدنى باشد . مرحوم « طبرسى » در « مجمع البيان » مىگويد : عرب اين تعبير را در مورد « تمنّى » به كار مىبرد ، مىگويد : إِدَّعِ عَلَىَّ مَا شِئْتَ : « هر چه مىخواهى از من بخواه و تمنّا كن » . « 9 »

[ يَدْمَغُهُ : ]

« عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ » « يَدْمَغُهُ » از مادّهء « دَمْغ » كه به گفتهء « راغب » به معناى شكستن جمجمه و مغز سر است كه حساسترين نقطهء بدن انسان محسوب مىشود ، تعبير رسايى است براى غالب بودن لشگر حق ، غلبه‌اى چشمگير و قاطع . « 10 »

[ يُدْنِيْنَ : ]

« يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ » منظور از « يُدْنِيْنَ » ( نزديك كنند ) از مادّهء
هامش
( 1 ) . يس ، آيهء 49 ( ج 18 ، ص 430 ) ( 2 ) . نحل ، آيهء 8 ( ج 11 ، ص 186 ) ( 3 ) . معارج ، آيهء 42 ( ج 25 ، ص 55 ) ( 4 ) . يونس ، آيهء 3 ( ج 8 ، ص 274 ) ( 5 ) . كهف ، آيهء 56 ( ج 12 ، ص 514 ) ( 6 ) . رعد ، آيهء 22 ( ج 10 ، ص 226 ) ( 7 ) . نساء ، آيهء 78 ( ج 4 ، ص 34 ) ( 8 ) . ماعون ، آيهء 2 ( ج 27 ، ص 384 ) ( 9 ) . يس ، آيهء 57 ( ج 18 ، ص 442 ) ( 10 ) . انبياء ، آيهء 18 ( ج 13 ، ص 407 )