است ، نخست در مورد ميوه بر درختان هنگام اجارهء باغ و امثال آن به كار رفته ، سپس به هر گونه « حدس و تخمين » گفته شده است و از آنجا كه تخمين گاهى مطابق واقع و گاهى بر خلاف واقع مىشود ، اين كلمه در معناى « دروغ » نيز استعمال شده است و در آيهء مورد بحث مىتواند به هر دو معنا باشد . « 1 »
[ يَخِرُّونَ : ]
« يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ »
« يَخِرُّونَ » از مادّهء « خُرُور » يعنى بى اختيار به زمين مىافتند ، به كار بردن اين تعبير ، به جاى « يَسْجدُون » ( سجده مىكنند ) اشاره به نكتهء لطيفى دارد ، و آن اين كه : آگاهان بيداردل ، به هنگام شنيدن آيات قرآن ، آن چنان مجذوب و شيفته سخنان الهى مىشوند كه بىاختيار به سجده مىافتند و دل و جان را در راه آن از دست مىدهند .
« راغب » در كتاب « مفردات » مىگويد :
« يَخِرُّونَ » در اصل از مادّهء « خرير » است كه به معناى « صداى آب » و مانند آن است كه : از بلندى به زير مىريزد . به كار بردن اين تعبير ، در مورد سجدهكنندگان نشانهء آن است كه :
آنان در برابر پروردگار به زمين مىافتند در حالى كه صدايشان به تسبيح بلند است . « 2 »
[ يَخْسَرُ : ]
« يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ »
« يَخْسَرُ » از مادّهء « خسران » به معناى از دست دادن سرمايه است ، و به گفتهء « راغب » در « مفردات » ، گاه به خود انسان نسبت داده مىشود ، و مىگويند : خَسِرَ فُلانٌ : « فلان كس زيان كرد » ، و گاه به تجارت او نسبت مىدهند ، و مىگويند : خَسِرَتْ تِجارَتُهُ : « تجارتش زيان كرد » ، گر چه ابناء دنيا اين تعبير را تنها در مورد مال و مقام و مواهب مادى به كار مىبرند ، ولى مهمتر از خسران مادى ، از دست دادن سرمايهء عقل و ايمان و ثواب است . « 3 »
[ يَخْصِفانِ : ]
« يَخْصِفانِ عَلَيْهِمَا »
« يَخْصِفانِ » از مادّهء « خصف » ( بر وزن خشم ) در اصل ، به معناى ضميمه كردن چيزى به چيز ديگر و جمع نمودن است ، سپس به دوختن كفش يا لباس و وصله كردن نيز گفته شده است ؛ زيرا قطعات پراكنده را به يكديگر منضم مىكند . « 4 »
[ يَخِصِّمُونَ : ]
هامش
( 1 ) . يونس ، آيهء 66 ( ج 8 ، ص 419 )
( 2 ) . اسراء ، آيهء 107 ( ج 12 ، ص 352 )
( 3 ) . جاثيه ، آيهء 27 ( ج 21 ، ص 294 )
( 4 ) . اعراف ، آيهء 22 ( ج 6 ، ص 148 ) ؛ طه ، آيهء 121 ( ج 13 ، ص 352 )