« ثَنى ثَوْبَهُ » ؛ و اين كه به دو نفر « إِثْنَان » گفته مىشود ، به خاطر آن است كه يكى را در كنار ديگر قرار مىدهيم ، و اگر به مداحى كردن « ثناخوانى » گفته مىشود ، به خاطر آن است كه صفات برجستهء طرف را يكى پس از ديگرى مىشمرند .
اين ماده ، به معناى خم شدن ، نيز آمده است ؛ چرا كه انسان با اين كار قسمتهايى از بدن خود را به يكديگر نزديك مىسازد . و نيز ، به معناى در دل گرفتن كينه و عداوت آمده است ؛ چرا كه با اين كار ، انسان عداوت شخص يا چيزى را به دل نزديك مىسازد . « 1 »
[ يُجادِلُ : ]
« يُجادِلُ في ءَآياتِ »
« يُجادِلُ » از مادّهء « جَدَل » ، در اصل ، به معناى « تابيدن طناب و محكم كردن آن است » ، سپس ، در مورد ساختمانها و زره ، و مانند آن ، به كار رفته و به همين جهت ، به عمل كسانى كه در مقابل هم مىايستند و مناظره مىكنند و هر كدام مىخواهد پايههاى سخن خود را محكم كرده ، بر ديگرى غلبه نمايد ، « مجادله » گفته مىشود .
ولى ، بايد توجّه داشت كه : « مجادله » از نظر محتواى لغت عرب ، هميشه مذموم نيست ( هر چند در فارسى روزمره ، به ما اين معنا را مىبخشد ) بلكه اگر در مسير حق ، و متكى به منطق ، و براى تبيين واقعيتها ، و ارشاد افراد بىخبر بوده باشد ، ممدوح است ، و اگر متكى به دلائل واهى ، و ناشى از تعصب و جهل و غرور ، و به منظور اغفال اين و آن ، صورت گيرد ، مذموم است ، و اتفاقاً در قرآن مجيد ، در هر دو مورد به كار رفته است . « 2 »
[ يُجْبى : ]
« يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ »
« يُجْبى » از مادّهء « جباية » ، به معناى جمع كردن است ، و لذا به حوض ، كه آب را در خود جمع مىكند « جابيه » مىگويند . « 3 »
[ يُجِرْكُمْ : ]
« يُجِرْكُمْ مِّن عَذابٍ »
« يُجِرْكُمْ » از مادّهء « اجاره » به معانى مختلفى آمده است ، به فرياد رسيدن ، نجات دادن از عذاب ، و پناه دادن ، و حفظ كردن . « 4 »
[ يَجْمَحُونَ : ]
« وَ هُمْ يَجْمَحُونَ »
« يَجْمَحُونَ » از مادّهء « جِماح » به معناى حركت شتابانه و شديدى است كه هيچ چيز نتواند از آن جلوگيرى كند ، همانند حركت اسبهاى سركش و چموش ، كه نتوان آنها را متوقف ساخت و به همين جهت چنين اسبى را « جَمُوح » مىگويند . « 5 »
هامش
( 1 ) . هود ، آيهء 5 ( ج 9 ، ص 27 )
( 2 ) . غافر ، آيهء 4 ( ج 20 ، ص 27 )
( 3 ) . قصص ، آيهء 57 ( ج 16 ، ص 132 )
( 4 ) . احقاف ، آيهء 31 ( ج 21 ، ص 387 )
( 5 ) . توبه ، آيهء 57 ( ج 7 ، ص 532 )