مىشود ، اشارهء لطيفى به اين حقيقت است كه بهترين غنائم دنيا همچون سايه عصر گاه است كه به زودى زائل و فانى مىشود .
ولى ، با توجّه به اين كه : در آيهء فوق به سايههاى راست و چپ اشياء اشاره شده و كلمهء « فَيىء » براى همهء آنها به كار رفته استفاده مىشود كه « فَيىء » در اينجا معناى وسيعى داردوهرگونه سايهراشامل مىشود . « 1 »
[ يَخْسِفُ : ]
« أَن يَخْسِفَ اللَّهُ »
« يَخْسِفُ » از مادّهء « خسف » ( بر وزن وصف ) به معناى پنهان گشتن و مخفى شدن است ، لذا پنهان شدن نور ماه در زير سايهء زمين را « خسوف » مىنامند و چاه « مخسوف » به چاهى مىگويند ، كه آب در آن پنهان گردد ، و نيز پنهان شدن انسانها و خانهها را در شكاف زمين ( شكافى كه بر اثر زلزلهها پديد مىآيد ) « خسف » مىنامند . « 2 »
[ يَتَّقْهِ : ]
« يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْه »
جملهء « يَتَّقْهِ » از مادّهء « إِتّقاء - وِقايَة » كه با سكون « قاف » و كسر « هاء » قرائت مىشود در اصل « يَتَّقِيهِ » بوده ، چون شرط واقع شده ، ياء آن به خاطر مجزوم شدن ، حذف گرديده ، و چون دو كسره پشت سر هم ثقيل بوده ، يكى از آن دو حذف شده و به صورت فوق در آمده است . « 3 »
[ يَتَكَلَّمُ : ]
« فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُوا »
تعبير به « يَتَكَلَّمُ » ( سخن مىگويد ) از مادّهء « تَكَلُّم » يك نوع تعبير مجازى است ، كه به هنگام روشن بودن يك دليل ، تعبير مىكنيم :
« اين دليلى است گويا كه با انسان حرف مىزند » . « 4 »
[ يَتْلُوا : ]
« رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُوا »
« يَتْلُوا » از مادّهء « تلاوت » به معناى پى در پى در آوردن است ، لذا هنگامى كه عباراتى پى در پى ( و روى نظام صحيح ) خوانده شود از آن تعبير به تلاوت مىكنند ، يعنى پيامبر ، سخنان خدا را روى نظام صحيح و مناسبى پى در پى بر شما مىخواند تا قلوبتان را آمادّهء پذيرش معانى آن كند . « 5 »
[ يَتَمَطّى : ]
« إِلى أَهْلِهِ يَتَمَطّى »
« يَتَمَطّى » از مادّهء « مطا » در اصل به معناى پشت است و « تَمَطّى » به معناى كشيدن پشت از روى بىاعتنايى و غرور ، و يا كسالت و بىحالى است ، و در اينجا منظور
هامش
( 1 ) . نحل ، آيهء 48 ( ج 11 ، ص 280 )
( 2 ) . نحل ، آيهء 45 ( ج 11 ، ص 275 )
( 3 ) . نور ، آيهء 52 ( ج 14 ، ص 557 )
( 4 ) . روم ، آيهء 35 ( ج 16 ، ص 459 )
( 5 ) . بقره ، آيات 129 ، 151 ( ج 1 ، صفحات 523 ، 583 )