آمده است و در آيهء مورد بحث ، كنايهء زيبايى از اين مطلب است كه : خداوند شما را تنها نمىگذارد و اجر و پاداش اعمالتان را همراه شما مىكند . « 1 »
[ يَتَسائَلُون : ]
« بَعْضٍ يَتَسآءَلُونَ »
« يَتَسائَلُون » از مادّهء « سؤال » به معناى پرسش كردن از يكديگر است ، اشاره به اين كه : هر كدام از بهشتيان از دوستان خود سؤال مىكنند ، و وضع گذشتهء آنها را جويا مىشوند ؛ چرا كه يادآورى اين مسائل ، و نجات از آن همه درد و رنج ، و رسيدن به اين همه مواهب ، خود نيز لذتى است ، درست همانطور كه انسان هنگامى كه از سفر خطرناكى باز مىگردد ، و در محيط امن و امان مىنشيند ، با همسر و فرزندان خود ، وضع گذشته را گفتگو كرده و از نجاتشان اظهار خوشحالى مىكنند . « 2 »
[ يَتَسَلَّلُون : ]
« يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ »
« يَتَسَلَّلُون » از مادّهء « تسلّل » در اصل به معناى بر كندن چيزى است ، مثلًا گفته مىشود : سَلَّ السَّيْفَ مِنَ الْغِمْد : « يعنى شمشير را از غلاف كشيد » و معمولًا به كسانى كه مخفيانه و به طور قاچاقى از جايى مىگريزند ، « مُتَسَلِّلُون » گفته مىشود . « 3 »
[ يَتَغامَزُونَ : ]
« بِهِمْ يَتَغامَزُونَ »
« يَتَغامَزُونَ » از مادّهء « غمز » ( بر وزن طنز ) به معناى اشاره با چشم و دست به چيزى است كه مورد عيبجوئى است ، و گاه اين واژه به معناى هرگونه عيبجوئى به كار مىرود هر چند با زبان باشد ، و تعبير به « تَغامُز » ( از باب تفاعل ) دليل بر اين است كه همهء آنها در مقابل يكديگر در اين كار شركت داشتند ، هر يك با اشاره به ديگرى چيزى مىگفت كه همه استهزاءآميز بود . « 4 »
[ يَتَفَطَّرْنَ : ]
« يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ »
« يَتَفَطَّرْنَ » از مادّهء « فَطْر » ( بر وزن سطر ) در اصل به معناى شكاف از طول است . « 5 »
[ يَتَفَيَّؤُا : ]
« مِن شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا »
« يَتَفَيَّؤُا » از مادّهء « فَيىء » به معناى بازگشت و رجوع است .
بعضى گفتهاند : عرب سايهء موجودات را به هنگام صبحگاهان ، « ظِلّ » مىنامد و در عصرگاهان « فَيىء » ، و اگر مىبينيم به قسمتى از غنائم و اموال « فيىء » گفته
هامش
( 1 ) . محمّد ، آيهء 35 ( ج 21 ، ص 509 )
( 2 ) . طور ، آيهء 25 ( ج 22 ، ص 450 )
( 3 ) . نور ، آيهء 63 ( ج 14 ، ص 604 )
( 4 ) . مطففين ، آيهء 30 ( ج 26 ، ص 296 )
( 5 ) . شورى ، آيهء 5 ( ج 20 ، ص 372 )