همان معناى اول است .
بعضى نيز آن را از مادّهء « مطّ » ( بر وزن خط ) به معناى كشيدن پا يا ساير اعضاى بدن به هنگام اظهار بىاعتنايى يا كسالت مىدانند ، ولى اشتقاق آن از « مطا » با ظاهر لفظ مناسبتر است . زيرا اگر از مادّهء « مطا » باشد ، تغييرى در ظاهر لفظ حاصل نشده ، در حالى كه اگر از مادّهء « مط » باشد ، « يَتَمَطّى » در اصل « يَتَمَطَّط » بوده كه « طاء » آخر آن تبديل به « ياء » شده است . « 1 »
[ يَتَنَازَعُون : ]
« يَتَنَازَعُونَ فيها كَأْساً »
« يَتَنَازَعُون » از مادّهء « تنازع » به معناى گرفتن از يكديگر است ، و گاه به معناى « تجاذب و مخاصمه » مىآيد ، لذا بعضى از مفسران گفتهاند : اين جمله اشاره به آن است كه بهشتيان به عنوان شوخى و مزاح و افزايش سرور و انبساط ، جامهاى « شراب طهور » را از دست يكديگر مىكشند و مىنوشند .
ولى ، به طورى كه بعضى از ارباب لغت گفتهاند : تنازع هر گاه در موردى مانند « كأس » ( جام ) به كار مىرود ، به معناى گرفتن از يكديگر است ، نه كشمكش و تجاذب . « 2 »
[ يَتيهُونَ : ]
« يَتيهُونَ فِي الأَرْضِ »
« يَتيهُونَ » از مادّهء « تيه » به معناى سرگردانى است ، ولى بعداً اين نام ( نام تيه ) به بيابانى گذارده شد كه بنى اسرائيل در آن سرگردان بودند و اين بيابان بخشى از بيابان سينا بوده است . « 3 »
[ يُثْخِنَ : ]
« يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ »
« يُثْخِنَ » از مادّهء « اثخان » و از ريشهء « ثِخَن » ( بر وزن شِكَن ) در اصل ، به معناى ضخامت ، غلظت و سنگينى آمده است ، سپس به همين مناسبت به پيروزى و غلبهء آشكار و قوت و قدرت و شدت اطلاق شده است . « 4 »
[ يَثْقَفُوكُم : ]
« يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا »
« يَثْقَفُوكُم » از مادّهء « ثقف و ثقافة » به معناى مهارت در تشخيص يا انجام چيزى است ، به همين جهت ، به معناى فرهنگ و يا تسلط ماهرانه بر چيزى نيز به كار مىرود . « 5 »
[ يَثْنُون : ]
« إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ »
« يَثْنُون » از مادّهء « ثنى » ( بر وزن سنگ ) ، در اصل به معناى نزديك ساختن قسمتهاى مختلف چيزى به يكديگر است ، مثلًا در مورد تا كردن لباس و پارچه گفته مىشود :
هامش
( 1 ) . قيامت ، آيهء 33 ( ج 25 ، ص 319 )
( 2 ) . طور ، آيهء 23 ( ج 22 ، ص 447 )
( 3 ) . مائده ، آيهء 26 ( ج 4 ، ص 438 )
( 4 ) . انفال ، آيهء 67 ( ج 7 ، ص 295 )
( 5 ) . ممتحنه ، آيهء 2 ( ج 24 ، ص 25 )