تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
به معناى گرفتن با قدرت و صولت و شدت است . « 1 »

[ يُبْلِسُ : ]

« يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ » « يُبْلِسُ » از مادّهء « ابلاس » ، در اصل به معناى غم و اندوهى است كه از شدت يأس و نوميدى دست مىدهد . بديهى است ، اگر چيزى كه انسان از آن نااميد مىشود ، امرى ضرورى نباشد نوميديش مهم نيست ، اما غم و اندوه نشان مىدهد كه در اين موارد از يك امر ضرورى نوميد شده است ، لذا بعضى از مفسران ضرورى بودن را جزء مادّهء « ابلاس » مىدانند . « ابليس » را نيز به همين مناسبت « ابليس » گفته‌اند كه ، از رحمت خدا مأيوس و غمناك شد . « 2 »

[ يَبُورُ : ]

« أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ » « يَبُورُ » از مادّهء « بوار » و « بوران » در اصل به معناى « كسادى مفرط » است ، و از آنجا كه اين چنين كسادى ، مايهء نابودى است ، اين كلمه به معناى هلاك و نابودى به كار مىرود ، ضرب المثل معروفى است : كَسَدَ حَتّى فَسَدَ : « آن قدر كساد شد كه فاسد گرديد » ! « 3 »

[ يَتَخَبَّطُهُ : ]

« يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ » « يَتَخَبَّطُهُ » از مادّهء « خَبْط » به معناى عدم حفظ تعادل بدن به هنگام راه رفتن يا برخاستن است . « 4 »

[ يَتَخَيَّرُون : ]

« مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ » « يَتَخَيَّرُون » از مادّهء « تَخَيُّر - خَيْر » انتخاب مىكنند است . « 5 »

[ يَتَرَقَّبُ : ]

« خآئِفاً يَتَرَقَّبُ » « يَتَرَقَّبُ » از مادّهء « ترقّب » به معناى انتظار كشيدن است ، و موسى عليه السلام در اينجا در انتظار پىآمدهاى اين حادثه بود ، و نيز در انتظار اخبار آن . اين جمله از نظر اعراب « خبر » بعد از « خبر » است ، هر چند بعضى ، احتمال داده‌اند : « حال » بعد از « حال » باشد ، ولى بسيار بعيد است . « 6 »

[ يَتِرَكُمْ : ]

« وَلَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ » « يَتِرَكُمْ » از مادّهء « وَتر » ( بر وزن سطر ) به معناى منفرد است ، و لذا به كسانى كه بعضى از بستگان نزديكشان كشته مىشود و آنها تنها مىمانند ، « وِتر » ( بر وزن فكر ) مىگويند ، و به معناى نقصان و كمبود نيز
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 195 ( ج 7 ، ص 78 ) ( 2 ) . روم ، آيهء 12 ( ج 16 ، ص 399 ) ( 3 ) . فاطر ، آيهء 10 ( ج 18 ، ص 216 ) ( 4 ) . بقره ، آيهء 275 ( ج 2 ، ص 425 ) ( 5 ) . واقعه ، آيهء 20 ( ج 23 ، ص 225 ) ( 6 ) . قصص ، آيهء 18 ( ج 16 ، ص 61 )