تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠

[ نظر : ]

« فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ » مادّهء « نظر » چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد ، به معناى گردش فكر يا انديشه ، براى مشاهده يا ادراك چيزى است ، و گاه به معناى تأمل و جستجوگرى ، و نيز به معناى معرفت حاصل از جستجوگرى ، آمده است . و مىگويد « نظر » و « انتظار » گاه به يك معنا مىآيد . « 1 »

[ نَظَلُّ : ]

« فَنَظَلُّ لَها عاكِفِينَ » جملهء « نَظَلُّ » معمولًا به كارهايى كه در روز انجام مىشود اطلاق مىگردد و ذكر آن به صورت صيغهء مضارع ، اشاره به استمرار و دوام است . « 2 »

[ نُعاس : ]

« يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً » « نُعاس » به ابتداى خواب و يا خواب كم ، سبك ، خفيف و آرام‌بخش ، گفته مىشود ، و شايد اشاره به اين است كه در عين استراحت آن چنان خواب عميقى بر شما مسلط نشد كه دشمن بتواند از موقعيت استفاده كرده ، بر شما شبيخون بزند . « 3 »
هامش
( 1 ) . فاطر ، آيهء 43 ؛ يس ، آيهء 49 ( ج 18 ، صفحات 314 ، 430 ) ( 2 ) . شعراء ، آيهء 71 ( ج 15 ، ص 278 ) ( 3 ) . انفال ، آيهء 11 ( ج 7 ، ص 137 ) ؛ روم ، آيهء 23 ( ج 16 ، ص 421 )