اجتماع و حركت براى كارهاى مختلف زندگى در روى زمين . « 1 »
[ نُشُوز : ]
« تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ »
« نُشُوز » از « نشز » ( بر وزن نذر ) به معناى زمين مرتفع و بلند است ، و هنگامى كه در مورد زن و مرد به كار مىرود كنايه از سركشى و طغيان است . « 2 »
[ نصاح : ]
« تَوْبَةً نَّصُوحاً عَسَى »
به نماى محكم « نصاح » از مادّهء « نُصْح » ( بر وزن كتاب ) گفته مىشود . « 3 »
[ نَصَب : ]
« لا يَمَسُّنَا فيها نَصَبٌ »
« نَصَب » ( بر وزن حسب ) به معناى مشقت و زحمت است ، و بعضى از مفسران مىگويند : « نَصَب » به مشقتهاى جسمانى اطلاق مىشود . « 4 »
[ نُصُب : ]
« إِلى نُصُبٍ يُوفِضُونَ »
« نُصُب » جمع « نصيب » آن هم به گفتهء بعضى ، جمع « نصب » ( بر وزن سقف ) در اصل ، به معناى چيزى است كه در جايى نصب مىشود ، و به بتهايى كه به صورت قطعه سنگى آنها را در جاهايى نصب كرده ، پرستش مىنمودند و روى آن قربانى كرده ، خون قربانى را بر آن مىريختند ، گفته مىشد ، و تفاوتش با « صنم » اين بود :
« صنم » بتى بود كه داراى شكل و صورت خاصى بود ، اما « نُصُب » قطعه سنگهاى بىشكلى بود كه آنها را به علتى پرستش مىكردند .
بعضى نيز گفتهاند : منظور از « نُصُب » در آيهء مورد بحث ، پرچمها است كه در ميان لشكرها يا كاروانها در يك نقطه بر پا مىكنند ، و هر كس با سرعت خود را به آن مىرساند ، ولى تفسير اول مناسبتر است . « 5 »
[ نُصْب ، نَصَب : ]
« بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ »
« نُصْب » ( بر وزن عسر ) و « نَصَب » ( بر وزن حسد ) هر دو ، به معناى بلا و شرّ است . « 6 »
[ نصح : ]
« إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ »
« نصح » در اصل به معناى خالص ساختن است ، و كلمهء جامعى است كه هر گونه خيرخواهى و اقدام مخلصانه را شامل مىشود ، و چون مسألهء جهاد مطرح است ، ناظر به كوششها و تلاشهايى است كه در اين زمينه صورت مىگيرد . « 7 »
[ نُصَرِّفُ : ]
« نُصَرِّفُ الْآياتِ »
« نُصَرِّفُ » از مادّهء « تصريف » به معناى دگرگون ساختن و به اشكال مختلف در آوردن است ، اشاره به اين كه : آيات قرآن با لحنهاى متفاوت و با استفاده از تمام وسائل نفوذ روانى ، براى كسانى كه در سطوح مختلف از نظر فكر ، عقيده و ساير جنبههاى اجتماعى و روانى قرار دارند ، نازل شده است . « 8 »
[ نُصْلِيْهِم : ]
« نُصْليهِمْ نَاراً »
« نُصْلِيْهِم » از مادّهء « صَلْى » به معناى در آتش افكندن و به آتش سوختن و يا گرم شدن با آتش است . « 9 »
[ نَصُوح : ]
« تَوْبَةً نَّصُوحاً عَسَى »
« نَصُوح » از مادّهء « نصح » ( بر وزن صلح ) در اصل ، به معناى خيرخواهى خالصانه است .
بعضى تصور مىكنند « نصوح » نام شخص خاصى بوده است و در اين زمينه داستان مفصلى به عنوان توبهء نصوح نقل كردهاند ، ولى بايد توجّه داشت نصوح اسم كسى
هامش
( 1 ) . فرقان ، آيهء 47 ( ج 15 ، ص 133 )
( 2 ) . نساء ، آيات 34 ، 128 ( ج 3 ، ص 472 ؛ ج 4 ، صفحهء 199 )
( 3 ) . تحريم ، آيهء 8 ( ج 24 ، ص 302 )
( 4 ) . فاطر ، آيهء 35 ( ج 18 ، ص 290 )
( 5 ) . معارج ، آيهء 43 ( ج 25 ، ص 56 )
( 6 ) . ص ، آيهء 41 ( ج 19 ، ص 313 )
( 7 ) . توبه ، آيهء 91 ( ج 8 ، ص 102 )
( 8 ) . انعام ، آيهء 105 ( ج 5 ، ص 482 )
( 9 ) . نساء ، آيهء 56 ( ج 3 ، ص 544 )