تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧

[ نشأه : ]

« يُنْشِئُ النَّشْأَةَ » « نشأه » در اصل به معناى ايجاد و تربيت چيزى است ، و گاه از دنيا به « نشأه اولى » و از قيامت به « نشأه آخرت » تعبير مىشود . « 1 »

[ نَشْرَح : ]

« أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ » « نَشْرَح » از مادّهء « شرح » در اصل ، به گفته « راغب » در « مفردات » ، به معناى گسترش دادن قطعات گوشت و توليد ورقه‌هاى نازك‌تر است ، سپس مىافزايد : منظور از شرح صدر ، گسترش آن به وسيلهء نور الهى و سكينه و آرامش خداداد مىباشد و بعد مىگويد : شرح دادن مشكلات كلام و سخن ، به معناى گسترش آن و توضيح معانى مخفى است . « 2 »

[ نشور : ]

« جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً » واژهء « نشور » در اصل از « نشر » به معناى گستردن ، در مقابل پيچيدن است . اين تعبير ، ممكن است اشاره ، به گسترش روح ، به هنگام بيدارى در سراسر بدن باشد كه بى شباهت به زنده شدن بعد از مرگ نيست ، و يا اشاره ، به گسترش انسان‌ها در صحنهء
هامش
( 1 ) . عنكبوت ، آيهء 20 ( ج 16 ، ص 254 ) ( 2 ) . شرح ، آيهء 1 ( ج 27 ، ص 141 )