ولى جمعى آن را اشاره به زنان وسوسهگر مىدانند كه پى در پى در گوش مردان ، مخصوصاً همسران خود ، مطالبى را فرو مىخوانند تا عزم آهنين آنها را در انجام كارهاى مثبت سست كنند ، و وسوسههاى اين گونه زنان در طول تاريخ چه حوادث مرگبارى كه به بار نياورده ، و چه آتشها كه بر نيفروخته و چه عزمهاى استوارى را كه سست نساخته است . « فخر رازى » مىگويد :
زنان به خاطر نفوذ محبتهايشان در قلوب رجال ، در آنان تصرف مىكنند .
اين معنا در عصر و زمان ما از هر وقت ظاهرتر است ؛ زيرا يكى از مهمترين وسائل نفوذ جاسوسها در سياستمداران جهان ، استفاده از زنان جاسوسه است كه با اين « نَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ » قفلهاى صندوقهاى اسرار را مىگشايند و از مرموزترين مسائل با خبر مىشوند و آن را در اختيار دشمن قرار مىدهند .
بعضى نيز « نفّاثات » را به « نفوس شريره » ، و يا « جماعتهاى وسوسهگر » كه با تبليغات مستمر خود ، گرههاى تصميمها را سست مىسازند ، تفسير نمودهاند . « 1 »
[ نَفادٍ : ]
« مَا لَهُ مِن نَّفادٍ »
« نَفادٍ » به معناى « فنا » و نابودى است . « 2 »
[ نَفْخ : ]
« سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ »
تعبير به « نَفْخ » ( دميدن ) كنايهاى است براى حلول روح در بدن آدمى ، گويى تشبيه به هوا و تنفس شده است ، هر چند نه اين است و نه آن . « 3 »
[ نُفِخَ : ]
« وَنُفِخَ فِي الصُّورِ »
تعبير به « نُفِخَ » ( دميده شد ) ، به صورت فعل ماضى مجهول به خاطر آن است كه : عرب معمولًا مسائل مسلم آينده را به صورت فعل ماضى بيان مىكند ، اشاره به اين كه :
هيچ گونه شك و ترديدى در آن راه ندارد ، گويى قبلًا رخ داده است . « 4 »
[ نفخه : ]
« نُفِخَ فِي الصُّورِ »
« نفخه » از مادّهء « نَفْخ » به معناى « يك بار دميدن » است . « 5 »
[ نَفَر : ]
« نَفَراً مِّنَ الْجِنِّ »
« نَفَر » چنان كه « راغب » در « مفردات » گفته ، به
هامش
( 1 ) . فلق ، آيهء 4 ( ج 27 ، ص 496 )
( 2 ) . ص ، آيهء 54 ( ج 19 ، ص 337 )
( 3 ) . سجده ، آيهء 9 ( ج 17 ، ص 142 ) ؛ زمر ، آيهء 68 ( ج 19 ، ص 558 ) ؛ ق ، آيهء 20 ( ج 22 ، ص 266 ) ؛ نبأ ، آيهء 18 ( ج 26 ، ص 45 )
( 4 ) . يس ، آيهء 51 ( ج 18 ، ص 434 )
( 5 ) . ق ، آيهء 20 ( ج 22 ، ص 266 )