معناى « گروهى از مردان است كه مىتوانند به اتفاق يكديگر كوچ كنند » . و مشهور در ميان ارباب لغت ، جماعتى است از سه تا ده نفر ، و بعضى تا چهل نفر نيز گفتهاند ( هر چند اين تعبير در زبان فارسى بر يك فرد نيز اطلاق مىشود ) . « 1 »
[ نَفْس : ]
« كُلُّ نَفْسٍ ذآئِقَةُ »
« نَفْس » در آيه ، مجموعهء جسم و جان است ، اگر چه گاهى نفس در قرآن ، تنها به روح نيز اطلاق مىشود ، و تعبير به « چشيدن » اشاره به احساس كامل است ؛ زيرا گاه مىشود انسان غذايى را با چشم مىبيند و يا با دست لمس مىكند ، ولى هيچ كدام از اينها احساس كامل نيست ، مگر زمانى كه به وسيلهء ذائقه خود آن را بچشد .
تعبير به « نفس » ممكن است در سورهء « حشر » به معناى هر يك نفر بوده باشد ، يعنى هر انسانى بايد به فكر فرداى خويش باشد ، و بدون آن كه از ديگران انتظارى داشته باشد كه براى او كارى انجام دهند ، خودش تا در اين دنيا است آنچه را مىتواند از پيش بفرستد . « 2 »
[ نفس اماره : ]
« نفس اماره » يعنى روح سركش ، كه پيوسته انسان را به زشتىها و بدىها دعوت مىكند ، شهوات و فجور را در برابر او زينت مىبخشد ، اين همان چيزى است كه همسر عزيز مصر ، آن زن هوسباز ، هنگامى كه پايان شوم كار خود را مشاهده كرد به آن اشاره نمود و گفت : وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ : « من هرگز نفس خود را تبرئه نمىكنم ، چرا كه نفس سركش همواره به بدىها فرمان مىدهد » . « 3 »
[ نفس لوّامه : ]
« بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ »
« نفس لوّامه » كه در آيات مورد بحث به آن اشاره شده ، روحى است بيدار و نسبتاً آگاه ، هر چند هنوز در برابر گناه مصونيت نيافته ، گاه لغزش پيدا مىكند و در دامان گناه مىافتد اما كمى بعد بيدار مىشود ، توبه مىكند و به مسير سعادت باز مىگردد ، انحراف دربارهء او كاملًا ممكن است ، ولى موقتى است نه دائم ، گناه از او سر مىزند ، اما چيزى نمىگذرد كه جاى خود را به ملامت و سرزنش و توبه مىدهد .
اين همان چيزى است كه از آن به عنوان « وجدان اخلاقى » ياد مىكنند ، در بعضى از انسانها بسيار قوى و نيرومند است و
هامش
( 1 ) . احقاف ، آيهء 29 ( ج 21 ، ص 385 ) ؛ جنّ ، آيهء 1 ( ج 25 ، ص 110 )
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 185 ( ج 3 ، ص 260 ) ؛ زمر ، آيهء 42 ( ج 19 ، ص 504 ) ؛ حشر ، آيهء 18 ( ج 23 ، ص 548 )
( 3 ) . قيامت ، آيهء 2 ( ج 25 ، ص 285 )