تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
وسيلهء چيز ديگرى است ، مثلًا گفته مىشود : « نَسَخَتِ الشَّمْسُ الظِّلَّ » ( خورشيد سايه را از ميان برد ) . سپس در مورد نوشتن كتابى از روى كتاب ديگر ، به كار رفته است بىآنكه كتاب اول نابود شود . « 1 »

[ نسخ : ]

« مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ » « نسخ » از نظر لغت ، به معناى از بين بردن و زائل نمودن است ، و در منطق شرع ، تغيير دادن حكمى و جانشين ساختن حكمى ديگر به جاى آن است . « 2 »

[ نَسْف ، نُسِفَت : ]

« رَبِّي نَسْفاً » مادّهء « نَسْف » در لغت از ريشه در آوردن و به معناى ريختن دانه‌هاى غذايى در غربال و تكان دادن و باد دادن آن است تا پوست از دانه جدا شود و در اينجا اشاره به متلاشى شدن و خرد شدن كوه‌ها و سپس بر باد رفتن آنها است . « 3 »

[ نُسْقِيه : ]

« وَ نُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنآ » « نسقيه » از مادّهء « اسقاء » است ، و تفاوت آن با « سقى » ، چنان كه « راغب » در « مفردات » و بعضى ديگر از مفسران گفته‌اند ، اين است كه : « اسقاء » به معناى آماده ساختن آب ، و در اختيار گذاردن است ، كه هر موقع انسان اراده كند ، از آن بنوشد ، در حالى كه ، مادّهء « سقى » به معناى آن است كه ظرف آب را به دست كسى بدهند ، تا بنوشد و به تعبير ديگر اسقاء ، معناى وسيع‌تر و گسترده‌ترى دارد . « 4 »

[ نُسُك : ]

« أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ » « نُسُك » در اصل جمع « نَسيكَه » به معناى حيوان ذبح شده است ، اين واژه به معناى عبادت نيز آمده است . لذا « راغب » در « مفردات » ، بعد از آن كه « نُسُك » را به عبادت تفسير مىكند ، مىگويد : اين واژه در مورد اعمال حج به كار مىرود ، و « نَسيكَه » به معناى « ذبيحه » است . بعضى از مفسران نيز آن را در اصل به معناى شمش‌هاى نقره مىدانند و اين كه به عبادت « نُسُك » گفته شده ، به خاطر آن است كه انسان را خالص ، پاك و پاكيزه مىكند . به شخص عبادت‌كننده « ناسك » گفته مىشود ، ولى اين كلمه بيشتر دربارهء اعمال حج به كار مىرود ، و مىگويند : مناسك حج . بعضى احتمال داده‌اند « نُسُك » در سورهء « انعام » به معناى « قربانى » بوده باشد ، ولى ظاهر اين است كه : هر گونه عبادتى را شامل
هامش
( 1 ) . جاثيه ، آيهء 29 ( ج 21 ، ص 296 ) ( 2 ) . بقره ، آيهء 106 ( ج 1 ، ص 447 ) ( 3 ) . طه ، آيهء 105 ( ج 13 ، ص 330 ) ؛ مرسلات ، آيهء 10 ( ج 25 ، ص 400 ) ( 4 ) . فرقان ، آيهء 49 ( ج 15 ، ص 136 )