براى پذيرايى ميهمان آماده مىشود و بعضى گفتهاند : نخستين چيزى كه به وسيلهء آن از مهمان پذيرايى مىشود - همانند شربت يا ميوهاى است كه در آغاز ورود براى ميهمان مىآورند .
اين تعبير در سورهء « صافات » نشان مىدهد كه بهشتيان همچون ميهمانهاى عزيز و محترم پذيرايى مىگردند .
و در هر حال ، اين تعبير لطيف و زيبا در سورهء « فصّلت » ، نشان مىدهد كه مؤمنان با استقامت ، همه ميهمان خدايند و بهشت ميهمانسراى اللَّه است ، و نعمتهايش وسائل پذيرايى دوستان خدا .
اما در مورد سورهء « واقعه » بديهى است دوزخيان نه ميهمانند ، و نه « زقوم » و « حميم » وسيلهء پذيرايى محسوب مىشود ، بنابراين يك نوع طعنه بر آنها است ، تا حساب كنند وقتى پذيرايى آنها چنين باشد ، واى به حال مجازات و كيفر آنان ! « 1 »
[ نزول : ]
« أَنْزَلْنآ إِلَيْكَ آياتِ »
« نزول » به معناى ( فرود آمدن ) در مورد قرآن مجيد ، به اين معنا نيست كه مثلًا خداوند مكانى در آسمانها دارد و قرآن را از آن محل بالا فرو فرستاده است ، بلكه اين تعبير اشاره به علوّ مقامى و معنوى پروردگار است . « 2 »
[ نسب : ]
« فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً »
منظور از « نسب » پيوندى است كه در ميان انسانها از طريق زاد و ولد به وجود مىآيد ، مانند ارتباط پدر و فرزند ، يا برادران به يكديگر .
اما منظور از « صهر » كه در اصل به معناى « داماد » است ، پيوندهايى است كه از اين طريق ميان دو طايفه بر قرار مىشود ، مانند پيوند انسان با نزديكان همسرش ، و اين دو ، همان چيزى است كه فقهاء در مباحث نكاح از آن تعبير به « نسب » و « سبب » مىكنند . در قرآن مجيد ، در سورهء « نساء » به هفت مورد از محارم كه از طريق نسب به وجود مىآيند اشاره شده ( مادر ، دختر ، خواهر ، عمه ، خاله ، دختر برادر و دختر خواهر ) و به چهار مورد از موارد سبب و صهر ( دختر همسر ، مادر همسر ، همسر فرزند ، و همسر پدر ) . « 3 »
[ نَسْتَنْسِخُ : ]
« إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ »
« نَسْتَنْسِخُ » و « استنساخ » در اصل از « نسخ » گرفته شده ، كه به معناى زائل كردن چيزى به
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيهء 198 ( ج 3 ، ص 294 ) ؛ كهف ، آيهء 102 ( ج 12 ، ص 602 ) ؛ صافات ، آيهء 62 ( ج 19 ، ص 83 ) ؛ فصّلت ، آيهء 32 ( ج 20 ، ص 294 ) ؛ واقعه ، آيهء 56 ( ج 23 ، ص 248 )
( 2 ) . بقره ، آيهء 99 ( ج 1 ، ص 423 )
( 3 ) . فرقان ، آيهء 54 ( ج 15 ، ص 145 )