تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
تازه و خشك ) نام دارد . « 1 »

[ ندّ : ]

« جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً » « ندّ » ( بر وزن ضد ) به معناى « مثل و مانند » است ، با اين تفاوت كه « مثل » مفهوم وسيعى دارد ، ولى « ندّ » تنها به معناى مماثلت در حقيقت و گوهر چيزى است . « 2 »

[ نَدِىّ : ]

« وَ أَحْسَنُ نَدِيّاً » « نَدِىّ » در اصل از « نَدْى » به معناى رطوبت گرفته شده است ، و سپس به معناى افراد فصيح و سخنگو آمده . چرا كه يكى از شرائط قدرت بر تكلم ، داشتن آب دهان به قدر كافى است و از آن پس ، « ندا » به معناى مجالست و سخن گفتن آمده . و حتى مجلسى را كه جمعى در آن براى انس جمع مىشوند ، يا به مشورت مىنشينند « نادى » گفته مىشود ، و « دار الندوه » كه محلى بود در « مكّه » و سران در آنجا جمع مىشدند و مشورت مىكردند ، از همين معنا گرفته شده است . ضمناً ، از سخاوت ، بذل و بخشش ، گاه به « ندى » تعبير مىكنند ، آيهء فوق ممكن است اشاره به همهء اينها باشد ، يعنى مجلس انس ما از شما زيباتر ، پول و ثروت و زرق و برق و لباسمان جالب‌تر ، و سخنان و اشعار فصيح و بليغمان بهتر و رساتر است ! « 3 »

[ نُذُر : ]

« الآياتُ وَ النُّذُرُ » « نُذُر » جمع « نذير » به معناى انذاركننده ، و كنايه از پيامبران و رهبران الهى است ، و يا جمع « انذار » يعنى : اخطار و تهديد غافلان و مجرمان است ، كه برنامهء اين رهبران الهى مىباشد . اعم از آيات الهى ، اخبار امم پيشين ، و پيامبرانى كه صداى آنها به گوش مردم رسيده است ، بعضى نيز احتمال داده‌اند كه « نُذُر » مصدر و به معناى « انذار » مىباشد ، ولى معناى اول مناسب‌تر است - ضمناً « مَا » در « مَاتُغْنِ النُّذُر » نافيه است نه استفهاميه . « 4 »

[ نذير : ]

« إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذيراً » « نذير » به اعتقاد بعضى صيغهء مبالغه است ، در حالى كه « مبشّر » تنها اسم فاعل مىباشد ، اين تفاوت تعبير ، ممكن است به خاطر اين باشد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر گروهى بى ايمان قرار گرفته بود كه در انحراف خود ، سخت اصرار داشتند و طبعاً او بايد آنها را بسيار انذار كند ( روح المعانى ، ذيل آيهء مورد بحث ) .
هامش
( 1 ) . نحل ، آيهء 11 ( ج 11 ، ص 194 ) ؛ يس ، آيهء 34 ( ج 18 ، ص 397 ) ( 2 ) . زمر ، آيهء 8 ( ج 19 ، ص 411 ) ( 3 ) . مريم ، آيهء 73 ( ج 13 ، ص 140 ) ( 4 ) . يونس ، آيهء 101 ( ج 8 ، ص 478 ) ؛ قمر ، آيهء 5 ( ج 23 ، صفحات 31 ، 59 ، 70 ، 78 )