« نَذِير » به معناى « بيمدهنده » ، اشاره به پيامبران الهى است كه مردم را از عذاب الهى در برابر كجروىها و بيدادگرىها و گناه و فساد ، بيم مىدادند . « 1 »
[ نُذيقُهُم : ]
« ثُمَّ نُذيقُهُمُ الْعَذابَ »
تعبير به « نُذيقُهُمُ » ( به آنها مىچشانيم ) ، از مادّهء « ذَوْق » كه در مورد عذاب الهى به كار رفته ، اشاره به اين است كه : اين مجازات چنان به آنها مىرسد ، كه گويى با زبان و دهان خويش آن را مىچشند ، اين تعبير بسيار رساتر از مشاهده ، و حتى لمس كردن عذاب است . « 2 »
[ نَزَّاعَة : ]
« نَزَّاعَةً لِّلشَّوَى »
« نَزَّاعَة » از مادّهء « نَزْع » به معناى چيزى است كه پىدرپى جدا مىكند . « 3 »
[ نَزَعَ : ]
« وَ نَزَعَ يَدَهُ »
« نَزَعَ » از مادّهء « نَزْع » در اصل ، به معناى برگرفتن چيزى از مكانى است كه در آن قرار گرفته . مثلًا گرفتن عبا از دوش ، و لباس از تن در لغت عرب ، به « نزع » تعبير مىشود .
همچنين جدا شدن روح از تن را نيز « نزع » مىگويند و به همين مناسبت گاهى به معناى « خارج كردن » نيز آمده است ، كه در آيهء مورد بحث به همين معناست . « 4 »
[ نَزَعْنَا : ]
« وَ نَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ »
تعبير به « نَزَعْنَا » ، از مادّهء « نزع » ، به معناى جذب كردن چيزى از مقر آن است و در اينجا اشاره به احضار كردن گواه ، از ميان هر گروه و ملت است . « 5 »
[ نَزْغ : ]
« مِنْ بَعْدِ أَنْ نَّزَغَ »
با توجّه به اين كه « نَزْغ » به معناى وارد شدن در كارى به قصد فساد و افساد است ، دليل بر اين است كه وسوسههاى شيطانى در اين گونه ماجراها هميشه نقش مهمى دارد ، ولى قبلًا هم گفتهايم كه از اين وسوسهها به تنهايى كارى ساخته نيست ، تصميمگيرندهء نهايى خود انسان است ، بلكه او است كه درهاى قلب خود را به روى شيطان مىگشايد و اجازهء ورود به او مىدهد . « 6 »
[ نُزُل : ]
« نُزُلًا مِّنْ عِنْدِاللَّهِ »
« نُزُل » از مادّهء « نُزول » در لغت ، هم به معناى منزلگاه آمده و هم به معناى چيزى است كه
هامش
( 1 ) . فرقان ، آيهء 56 ( ج 15 ، ص 152 ) ؛ سبأ ، آيهء 34 ؛ فاطر ، آيهء 37 ( ج 18 ، صفحات 118 ، 295 )
( 2 ) . يونس ، آيهء 70 ( ج 8 ، ص 426 )
( 3 ) . معارج ، آيهء 16 ( ج 25 ، ص 33 )
( 4 ) . اعراف ، آيهء 108 ( ج 6 ، ص 340 )
( 5 ) . قصص ، آيهء 75 ( ج 16 ، ص 162 )
( 6 ) . يوسف ، آيهء 100 ( ج 10 ، ص 105 )