تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
كودكان و فرزندان كوچك در سايهء « رحمت » پرورش مىيابند . 3 - « مودّت » غالباً جنبهء متقابل دارد ، اما « رحمت » يك جانبه و ايثارگرانه است ؛ زيرا بقاء يك جامعه ، گاه ، خدمات متقابل لازم دارد كه سرچشمهء آن « مودّت » است و گاه ، خدمات بلاعوض ، كه نياز به ايثار و « رحمت » دارد . البته ، آيه مودّت و رحمت را ميان دو همسر بيان مىكند ، ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه تعبير « بينكم » اشاره به همهء انسان‌ها باشد ، كه دو همسر يكى از مصاديق بارز آن محسوب مىشوند ، زيرا نه تنها زندگى خانوادگى كه زندگى در كل جامعهء انسانى ، بدون اين دو اصل يعنى « مودّت » و « رحمت » ، امكان‌پذير نيست ، و از ميان رفتن اين دو پيوند ، و حتى ضعف و كمبود آن ، مايه هزاران بدبختى و ناراحتى و اضطراب اجتماعى است . « 1 »

[ مَور : ]

« تَمُورُ السَّمآءُ مَوْراً » « مَور » ( بر وزن قول ) ، در لغت به معانى مختلفى آمده است ، « راغب » در « مفردات » مىگويد : « مور » به معناى جريان سريع است ، و نيز مىگويد : گرد و غبارى را كه باد به هر سو مىبرد ، « مور » مىگويند . در « لسان العرب » نيز آمده كه ، « مور » به معناى حركت و رفت و آمد است ، به معناى موج و سرعت نيز آمده ، بعضى نيز « مور » را به حركت دورانى تفسير كرده‌اند . از مجموع اين تفسيرها استفاده مىشود كه ، « مور » همان حركت سريع و دورانى و توأم با رفت و آمد ، اضطراب و تموج است . « 2 »

[ مَوْرُود : ]

« وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ » « مَوْرُود » از مادّهء « وُرود » به معناى آبى است كه بر آن وارد مىشوند ( اسم مفعول است ) . « 3 »

[ موريات : ]

« فَالْمُورِياتِ قَدْحاً » « موريات » جمع « موريه » از مادّهء « ايراء » به معناى آتش افروختن است . « 4 »

[ مَوْزُون : ]

« كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُونٍ » « مَوْزُون » در اصل از مادّهء « وَزْن » به معناى شناسايى اندازهء هر چيز گرفته شده است و اشاره به حساب دقيق و نظم شگرف و اندازه‌هاى متناسب در همهء اجزاى گياهان است كه هر يك از آنها بلكه هر يك از اجزاء آنها از ساقه ، شاخه ، برگ ، گلبرگ ، تخم و ميوه حساب و كتاب معينى دارد . « 5 »
هامش
( 1 ) . روم ، آيهء 21 ( ج 16 ، ص 414 ) ( 2 ) . طور ، آيهء 9 ( ج 22 ، ص 430 ) ( 3 ) . هود ، آيهء 98 ( ج 9 ، ص 272 ) ( 4 ) . عاديات ، آيهء 2 ( ج 27 ، ص 266 ) ( 5 ) . حجر ، آيهء 19 ( ج 11 ، ص 69 )