فوق را آورد ، از آن به بعد ، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : تو « زيد بن حارثه » اى ، و مردم او را « مولى رسول اللَّه » صلى الله عليه و آله مىخواندند . و نيز گفتهاند : « ابو حذيفه » غلامى به نام « سالم » داشت ، او را آزاد كرد ، و فرزند خود ناميد ، هنگامى كه آيهء فوق نازل شد ، او را به نام « سالم » مولى « ابى حذيفه » ناميدند . « 1 »
[ مَوْبِق : ]
« جَعَلْنَا بَيْنَهُم مَّوْبِقاً »
« مَوْبِق » از مادّهء « وبوق » ( بر وزن نبوغ ) به معناى « هلاكت » است و « موبق » به « مهلكه » گفته مىشود . « 2 »
[ موت : ]
« مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ »
بعضى از مفسران « موت » را در اينجا به معناى بىهوشى گرفتهاند ، و مىگويند : بنى اسرائيل از مشاهدهء آن صاعقهء عظيم همگى بىهوش شدند سپس به فرمان خدا به هوش آمدند ، بعضى ديگر در توجيهگرى پا را از اين فراتر نهاده و « موت » را به معناى جهل ، و « بعث » را به معناى « تعليم » دانستهاند !
ولى دقت در تعبيرات اين آيه و آيات مشابه آن در سورهء « اعراف » به خوبى نشان مىدهد كه اين گونه توجيهات زيبندهء يك مفسر حقيقتطلب نيست . « 3 »
[ مُؤْتَفِكَات : ]
« مَدْيَنَ وَ الْمُؤْتَفِكَاتِ »
« مُؤْتَفِكَات » از مادّهء « ائتفاك » به معناى انقلاب و زير و رو شدن است ، و اشاره به شهرهاى قوم « لوط » است كه به وسيلهء زلزلهء شديد زير و رو گرديد . « 4 »
[ مَوْتى : ]
« فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى »
« مَوْتى » از مادّهء « مَوْت » به معناى مردگان است . « 5 »
[ مودّت : ]
« وَ جَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً »
فرق ميان « مودّت » و « رحمت » مكن است از جهات مختلفى باشد :
1 - « مودّت » انگيزهء ارتباط در آغاز كار است ، اما در پايان كه يكى از دو همسر ، ممكن است ضعيف و ناتوان گردد ، و قادر بر خدمتى نباشد ، « رحمت » جاى آن را مىگيرد .
2 - « مودّت » در مورد بزرگترها است كه مىتوانند نسبت به هم خدمت كنند اما
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 33 ( ج 3 ، ص 466 ) ؛ احزاب ، آيهء 5 ( ج 17 ، ص 216 )
( 2 ) . كهف ، آيهء 52 ( ج 12 ، ص 505 )
( 3 ) . بقره ، آيهء 56 ( ج 1 ، ص 311 )
( 4 ) . توبه ، آيهء 70 ( ج 8 ، ص 48 ) ؛ حاقّه ، آيهء 9 ( ج 24 ، ص 446 )
( 5 ) . روم ، آيهء 52 ( ج 16 ، ص 502 )