عقيده و عمل از اصل توحيد منحرف سازد ، بايد به سوى او بازگردد ، و هر قدر اين امر تكرار شود ، مانعى ندارد ، تا سرانجام پايههاى فطرت آن چنان محكم و موانع و دوافع آن چنان سست و بى اثر گردد ، كه به طور مداوم در جبهه توحيد بايستيد ، و مصداق تام « وَ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّيْنِ حَنِيْفاً » گردد . « 1 »
[ مَنْ يَشاء : ]
« يُعَذِّبُ مَن يَّشآءُ »
مراد از جملهء « مَنْ يَشاء » ( هر كه را بخواهد ) همان مشيت توأم با حكمت است ، يعنى هر كه را شايسته و مستحق بداند ، كه مشيت خدا بى حساب نيست ، و هماهنگ با شايستگىها و استحقاقها است . « 2 »
[ مَوْئِل : ]
« مِن دُونِهِ مَوْئِلًا »
« مَوْئِل » از مادّهء « وئل » ( بر وزن سرو ) به معناى « ملجأ و پناهگاه و وسيلهء نجات » است . « 3 »
[ مواخِر : ]
« وَ تَرَى الْفُلْكَ مَواخِرَ »
« مواخِر » جمع « مَاخِرَة » از مادّهء « مَخْر » ( بر وزن فخر ) به معناى شكافتن آب از چپ و راست است ، و به صداى وزش بادهاى شديد نيز گفته مىشود ، و از آنجا كه كشتىها به هنگام حركت آبها را با سينهء خود مىشكافند به آنها « مَاخِر » يا « مَاخِرَه » مىگويند . « 4 »
[ موازره : ]
« وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى »
« موازره » از مادّهء « وِزْر » به معناى معاونت است ، چرا كه هر كسى به هنگام معاونت ، قسمتى از بار ديگرى را بر دوش مىكشد . « 5 »
[ مَوازِين : ]
« ثَقُلَتْ مَوازينُهُ »
« موازين » جمع « ميزان » به معناى وسيلهء سنجش وزن است ، منظور از « ميزان سنجش اعمال » يك ترازوى ظاهرى دو كفه و مانند آن كه براى سنجش وزن اجسام به كار مىرود نيست .
بلكه منظور ، وسيلهء مناسبى است كه ارزش اعمال آدمى را با آن مىسنجند ، و به تعبير ديگر ، ميزان ، مفهوم وسيعى دارد كه همهء وسائل سنجش را شامل مىشود ، و به طورى كه از روايات مختلف برمىآيد ، ميزان سنجش اعمال انسانها و حتى خود انسانها در آن روز ، پيشوايان بزرگ و
هامش
( 1 ) . روم ، آيهء 31 ( ج 16 ، ص 442 )
( 2 ) . عنكبوت ، آيهء 21 ( ج 16 ، ص 255 )
( 3 ) . كهف ، آيهء 58 ( ج 12 ، ص 519 )
( 4 ) . نحل ، آيهء 14 ( ج 11 ، ص 205 )
( 5 ) . فاطر ، آيهء 18 ( ج 18 ، ص 244 )