تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
عقيده و عمل از اصل توحيد منحرف سازد ، بايد به سوى او بازگردد ، و هر قدر اين امر تكرار شود ، مانعى ندارد ، تا سرانجام پايه‌هاى فطرت آن چنان محكم و موانع و دوافع آن چنان سست و بى اثر گردد ، كه به طور مداوم در جبهه توحيد بايستيد ، و مصداق تام « وَ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّيْنِ حَنِيْفاً » گردد . « 1 »

[ مَنْ يَشاء : ]

« يُعَذِّبُ مَن يَّشآءُ » مراد از جملهء « مَنْ يَشاء » ( هر كه را بخواهد ) همان مشيت توأم با حكمت است ، يعنى هر كه را شايسته و مستحق بداند ، كه مشيت خدا بى حساب نيست ، و هماهنگ با شايستگىها و استحقاق‌ها است . « 2 »

[ مَوْئِل : ]

« مِن دُونِهِ مَوْئِلًا » « مَوْئِل » از مادّهء « وئل » ( بر وزن سرو ) به معناى « ملجأ و پناهگاه و وسيلهء نجات » است . « 3 »

[ مواخِر : ]

« وَ تَرَى الْفُلْكَ مَواخِرَ » « مواخِر » جمع « مَاخِرَة » از مادّهء « مَخْر » ( بر وزن فخر ) به معناى شكافتن آب از چپ و راست است ، و به صداى وزش بادهاى شديد نيز گفته مىشود ، و از آنجا كه كشتىها به هنگام حركت آبها را با سينهء خود مىشكافند به آنها « مَاخِر » يا « مَاخِرَه » مىگويند . « 4 »

[ موازره : ]

« وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى » « موازره » از مادّهء « وِزْر » به معناى معاونت است ، چرا كه هر كسى به هنگام معاونت ، قسمتى از بار ديگرى را بر دوش مىكشد . « 5 »

[ مَوازِين : ]

« ثَقُلَتْ مَوازينُهُ » « موازين » جمع « ميزان » به معناى وسيلهء سنجش وزن است ، منظور از « ميزان سنجش اعمال » يك ترازوى ظاهرى دو كفه و مانند آن كه براى سنجش وزن اجسام به كار مىرود نيست . بلكه منظور ، وسيلهء مناسبى است كه ارزش اعمال آدمى را با آن مىسنجند ، و به تعبير ديگر ، ميزان ، مفهوم وسيعى دارد كه همهء وسائل سنجش را شامل مىشود ، و به طورى كه از روايات مختلف برمىآيد ، ميزان سنجش اعمال انسان‌ها و حتى خود انسان‌ها در آن روز ، پيشوايان بزرگ و
هامش
( 1 ) . روم ، آيهء 31 ( ج 16 ، ص 442 ) ( 2 ) . عنكبوت ، آيهء 21 ( ج 16 ، ص 255 ) ( 3 ) . كهف ، آيهء 58 ( ج 12 ، ص 519 ) ( 4 ) . نحل ، آيهء 14 ( ج 11 ، ص 205 ) ( 5 ) . فاطر ، آيهء 18 ( ج 18 ، ص 244 )