تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
ابزارى است كه به آن قفل را گشايند و بندند . اين كلمه در بسيارى از مواقع ، به صورت كنايه از تسلط كامل بر چيزى به كار مىرود ، گفته مىشود : كليدِ اين كار در دست من است ، يعنى راه و برنامه و شرايط پيروزى آن ، همه در اختيار من قرار دارد . « 1 »

[ مَقامِعُ : ]

« مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ » « مَقامِعُ » از مادّهء « قَمْع » جمع « مقمع » ( بر وزن منبر ) به معناى تازيانه يا عمود آهنينى است كه براى جلوگيرى يا مجازات كسى بر او مىكوبند . « 2 »

[ مَقْبُوح : ]

« هُمْ مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ » « مَقْبُوح » از مادّهء « قبح » به معناى زشتى است ، و اين كه بعضى از مفسران « مَقْبُوح » را به معناى « مطرود » يا رسوا يا مغضوب و مانند آن تفسير كرده‌اند ، همه ، تفسير به لازمِ مطلب است و گرنه ، معناى « مَقْبُوح » واضح است . « 3 »

[ مَقْت : ]

« لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ » « مَقْت » در لغت به معناى « بغض و عداوت شديد » است ، اين آيه نشان مىدهد كه ، افراد بىايمان هر چند نسبت به خود ، عداوت شديد پيدا مىكنند ، خشم خداوند نسبت به آنها از آن هم شديدتر است . و به معناى « بغض شديد نسبت به كسى است كه كار قبيحى را انجام داده است » و لذا در ميان عرب جاهلى ، كسى كه همسر پدرش را به نكاح خود در مىآورد « نكاح مقت » مىگفتند . در جملهء « كَبُرَ مَقْتاً » واژهء « مَقْت » با « كَبُرَ » كه آن نيز دليل بر شدت و عظمت است ، توام شده ، و دليل بر خشم عظيم خدا است نسبت به گفتار خالى از عمل . « علامه طباطبايى » در « الميزان » مىگويد : « فرق است بين اين كه انسان سخنى را بگويد كه انجام نخواهد داد ، و بين اين كه ، كارى كه مىگويد را انجام ندهد ، اولى دليل بر نفاق است و دومى دليل بر ضعف اراده » . « 4 »

[ مُقْتَحِم : ]

« هذا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ » « مُقْتَحِم » از مادّهء « اقتحام » به معناى وارد شدن در كار شديد و خوفناك است ، و غالباً به ورود در كارها ، بدون مطالعه و فكر قبلى نيز اطلاق مىشود . « 5 »
هامش
( 1 ) . زمر ، آيهء 63 ( ج 19 ، ص 546 ) ؛ شورى ، آيهء 12 ( ج 20 ، ص 391 ) ( 2 ) . حجّ ، آيهء 21 ( ج 14 ، ص 68 ) ( 3 ) . قصص ، آيهء 42 ( ج 16 ، ص 104 ) ( 4 ) . غافر ، آيهء 10 ( ج 20 ، ص 53 ) ؛ صفّ ، آيهء 3 ( ج 24 ، ص 74 ) ( 5 ) . ص ، آيهء 59 ( ج 19 ، ص 342 )