[ مُقْتِر : ]
« وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ »
« مُقْتِر » به معناى تنگدست است ( از مادّهء « قَتْر » به معناى بخل و تنگ نظرى نيز آمده است ) . « 1 »
[ مُقْتَرِنِين : ]
« الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ »
« مُقْتَرِنِين » از مادّهء « إِقتران » به معناى « متتابعين » يا « متعاضدين » آمده ، و بعضى گفتهاند اقتران در اينجا بهمعناى تقارن است . « 2 »
[ مقتسمين : ]
« عَلَى الْمُقْتَسِمينَ »
« مقتسمين » از مادّهء « إِقتسام - قَسْم » به معناى تجزيهگران است . « 3 »
[ مُقْتَصِد : ]
« وَ مِنْهُم مُّقْتَصِدٌ »
« مُقْتَصِد » از مادّهء « إِقتصاد - قَصْد » به معناى ميانهرو مىباشد . « 4 »
[ مَقْرَبَة : ]
« يَتيماً ذا مَقْرَبَةٍ »
« مَقْرَبَة » به معناى قرابت و خويشاوندى است ، و تأكيد روى يتيمان خويشاوند نيز به خاطر ملاحظهء اولويتها است ، و گرنه همهء يتيمان را بايد اطعام و نوازش نمود ، اين نشان مىدهد : خويشاوندان در مورد يتيمان فاميل خود مسئوليت سنگينترى دارند . از اين گذشته ، سوء استفادههايى كه مخصوصاً در آن عصر در اين زمينه نسبت به اموال يتيمان خويشاوند مىشده ، ايجاب مىكرده است كه هشدار خاصى در مورد اين گردنهء صعب العبور داده شود .
« ابوالفتوح رازى » معتقد است : « مَقْرَبَه » از مادّهء « قرابت » نيست ، بلكه از مادّهء « قُرَب » است و اشاره به يتيمانى است كه از شدت گرسنگى گويى پهلوهايشان به هم چسبيده است ، ولى اين تفسير بسيار بعيد به نظر مىرسد . « 5 »
[ مُقَرَّنِين : ]
« مُّقَرَّنينَ فِى الأَصْفادِ »
« مُقَرَّنِين » از مادّهء « قرن » و « اقتران » به معناى نزديكى و اجتماع دو يا چند چيز است ، منتها هنگامى كه به باب تفعيل برده شود ، از آن « تكثير » استفاده مىشود ، بنابراين روى هم رفته كلمهء « مُقَرَّنِين » به معناى كسانى است كه بسيار به يكديگر نزديك شدهاند . و به طنابى كه اشياء را با آن مىبندند ، « قرن » مىگويند و نيز به كسى كه با غل و زنجير دست و پايش را به هم مىبندند - به همين مناسبت - « مقرن » مىگويند . « 6 »
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 236 ( ج 2 ، ص 236 ) .
( 2 ) . زخزف ، آيهء 53 ( ج 21 ، ص 98 ) .
( 3 ) . حجر ، آيهء 90 ( ج 11 ، ص 159 ) .
( 4 ) . فاطر ، آيهء 32 ( ج 18 ، ص 281 ) .
( 5 ) . بلد ، آيهء 15 ( ج 27 ، ص 47 ) .
( 6 ) . ابراهيم ، آيهء 49 ( ج 10 ، ص 439 ) ؛ فرقان ، آيهء 13 ( ج 15 ، ص 49 ) ؛ ص ، آيهء 38 ( ج 19 ، 307 ) .