[ مِعْشار : ]
« وَ مَا بَلَغُوا مِعْشارَ »
« مِعْشار » از مادّهء « عُشر » و به همان معناست ( يك دهم ) . بعضى آن را به معناى « عُشرِ عُشر » يعنى « يك صدم » گرفتهاند ، ولى بيشتر كتب لغت و تفاسير همان معناى اول را ذكر كردهاند ، به هر حال ، اين گونه اعداد جنبهء تعدادى ندارد ، و براى تقليل است ، در مقابلِ عدد هفت و هفتاد و هزار و مانند آن ، كه براى تكثير مىباشد . « 1 »
[ مَعْشَر : ]
« يا مَعْشَرَ الْجِنِّ »
« مَعْشَر » در اصل ، از « عشرة » به معناى « عدد ده » گرفته شده است و از آنجا كه عدد ده يك عدد كامل است ، كلمهء « معشر » به يك جمعيت كامل - كه اصناف و طوائف مختلفى را در بر مىگيرد - گفته مىشود . « 2 »
[ مُعْصِرات : ]
« مِنَ الْمُعْصِراتِ مآءً »
« مُعْصِرات » جمع از مادّهء « عصر » به معناى فشار است ، كه اشاره به « ابرهاى بارانزا » است ، گويى خودش را مىفشارد تا آب از درونش فرو ريزد ( توجّه داشته باشيد مُعْصِرات اسم فاعل است ) .
بعضى نيز ، آن را به معناى ابرهايى كه آمادّهء ريزش باران است تفسير كردهاند ؛ زيرا اسم فاعل ، گاه بهمعناى آمادگى براى چيزى مىآيد .
بعضى نيز گفتهاند : « مُعْصِرات » صفت ابرها نيست ، بلكه صفت بادها است كه از هر سو ابرها را تحت فشار براى ريزش باران قرار مىدهد . به گفتهء بعضى دانشمندان ، ابرها به هنگام تراكم سيستمى بر آنها حاكم مىشود كه خود را مىفشارد ، و در نتيجه باران از آن فرو مىبارد ، و اين تعبير در حقيقت از معجزات علمى قرآن مجيد محسوب مىشود . « 3 »
[ مُعَقِّبات : ]
« لَهُ مُعَقِّباتٌ مِّن بَيْنِ »
« مُعَقِّبات » چنان كه « طبرسى » در « مجمع البيان » و بعضى ديگر از مفسران بزرگ گفتهاند : جمع « مُعَقِّبَة » و آن هم به نوبهء خود جمع « مُعَقِّب » مىباشد و به معناى گروهى است كه پى در پى و به طور متناوب به دنبال كارى مىروند . « 4 »
[ مَعْكُوفاً : ]
« وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً »
« مَعْكُوفاً » از مادّهء « عكوف » به معناى منع از
هامش
( 1 ) . سبأ ، آيهء 45 ( ج 18 ، ص 147 )
( 2 ) . انعام ، آيهء 130 ( ج 5 ، ص 546 ) ؛ رحمن ، آيهء 33 ( ج 23 ، ص 160 )
( 3 ) . نبأ ، آيهء 14 ( ج 26 ، ص 40 )
( 4 ) . رعد ، آيهء 11 ( ج 10 ، ص 170 )