تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
اين كلمه در بسيارى از آيات قرآن به معناى « فرار كردن از حيطهء قدرت الهى و از چنگال عذاب او » آمده است كه لازمهء معناى آن مىباشد . « 1 »

[ معدن : ]

« معدن » از مادّهء « عَدْن » را به اين جهت « معدن » مىگويند كه جايگاه استقرار فلزات و جواهرات است . « 2 »

[ مَعْدُود : ]

« أَيَّاماً مَعْدُودات » « مَعْدُود » از مادّهء « عَدَد » يعنى قابل شمارش ، و معمولًا به اشياء كم گفته مىشود ؛ زيرا اشياء زياد قابل شمارش نيستند يا شمارش آنها مشكل است . « 3 »

[ مَعْرُوش : ]

« جَنَّاتٍ مَّعْرُوشاتٍ » مفسران در تفسير كلمهء « مَعْرُوش » و « غَيْرَ مَعْرُوش » از مادّهء « عَرْش » سه احتمال داده‌اند : 1 - درختانى كه روى پاى خود نمىايستند و نياز به داربست دارند ، و درختانى كه بدون نياز به داربست روى پاى خود مىايستند ؛ زيرا « عرش » در لغت به معناى برافراشتن و هر موجود برافراشته است و به همين جهت به‌سقف وياتخت پايه بلند ، عرش گفته مىشود . 2 - منظور از « مَعْرُوش » درخت اهلى است كه به وسيلهء ديوار و امثال آن در باغ‌ها حفاظت مىشود و « غَيْرَ مَعْرُوش » درختان بيابانى و جنگلى و كوهستانى است . 3 - « مَعْرُوش » درختى است كه بر سر پا ايستاده و اما « غَيْرَ مَعْرُوش » درختى است كه بر روى زمين مىخوابد و پهن مىشود . ولى معناى اول مناسب‌تر به نظر مىرسد . « 4 »

[ معروف : ]

« يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ » « معروف » در لغت به معناى « شناخته شده » ( از مادّهء عرف ) است و به معناى كارهاى خوب و حق است ، چرا كه براى هر انسان پاك‌سرشتى شناخته شده ، و به تعبير ديگر ، هماهنگ با فطرت انسانى است . « 5 »

[ مَعَرَّة : ]

« فَتُصيبَكُمْ مِّنْهُمْ مَّعَرَّةُ » « مَعَرَّة » از مادّهء « عرّ » ( بر وزن شرّ ) و « عُرّ » ( بر وزن حرّ ) در اصل به معناى بيمارى جرب ، يك‌نوع عارضهء شديد پوستى است ، كه عارض بر انسان يا حيوانات مىشود ، سپس توسعه داده شده و به هر گونه زيان و ضررى كه به انسان مىرسد اطلاق شده است . « 6 »
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 134 ( ج 5 ، ص 550 ) ؛ نور ، آيهء 57 ( ج 14 ، ص 572 ) ؛ عنكبوت ، آيهء 22 ( ج 16 ، ص 256 ) ؛ شورى ، آيهء 31 ( ج 20 ، ص 469 ) ( 2 ) . فاطر ، آيهء 33 ( ج 18 ، ص 287 ) ( 3 ) . آل عمران ، آيهء 24 ( ج 2 ، ص 564 ) ( 4 ) . انعام ، آيهء 141 ( ج 6 ، ص 14 ) ( 5 ) . آل عمران ، آيهء 104 ( ج 3 ، ص 55 ) ؛ حجّ ، آيهء 41 ( ج 14 ، ص 132 ) ( 6 ) . فتح ، آيهء 25 ( ج 22 ، ص 103 )