تفسير معناى آيه چنين مىشود : انسان بر خويشتن آگاهى دارد هر چند پردهها بر اعمال خود بيفكند ، و كارهاى خويش را مستور دارد ، ولى تفسير اوّل مناسبتر است . « 1 »
[ مَعارِج : ]
« وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ »
« مَعارِج » جمع « معراج » به معناى وسيلهاى است كه انسان براى صعود به طبقات بالاتر از آن استفاده مىكند . « 2 »
[ مَعاش : ]
« وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً »
« مَعاش » ممكن است « اسم زمان » يا « اسم مكان » به معناى زمان و مكان زندگى و نيز ممكن است مصدر ميمى باشد ، و در اين صورت محذوفى دارد و در تقدير « سبباً لمعاشكم » بوده است .
ضمناً « معاش » از مادّهء « عيش » به معناى زندگى است و تفاوتش با حيات اين است كه : حيات بر خداوند و فرشتگان نيز اطلاق مىشود ، اما « عيش » مخصوص زندگى انسان و حيوان است . « 3 »
[ معاقبة : ]
« فَعاقَبْتُمْ فَآتُوا »
« معاقبة » از مادّهء « عَقِب » به معناى كيفر دادن و قصاص كردن به كار مىرود ، و گاه اين واژه ( معاقبة ) به معناى تناوب در امرى نيز استعمال شده ؛ زيرا افرادى كه متناوباً كارى را انجام مىدهند هر يك عقب سر ديگرى فرا مىرسند . « 4 »
[ مَعايِش : ]
« لَكُمْ فيها مَعايِشَ »
« مَعايِش » از مادّهء « عَيْش » جمع « مَعِيشة » وسيله و نيازمندىهاى زندگى انسان است ، كه گاهى خود به دنبال آن مىرود ، و گاهى آن ، به سراغ او مىآيد . گرچه بعضى از مفسران كلمهء « معايش » را تنها به زراعت و گياهان و يا خوردنىها و نوشيدنىها تفسير كردهاند ، ولى پيدا است ، مفهوم لغت كاملًا وسيع است و تمام وسائل حيات را شامل مىشود . « 5 »
[ مُعْتَدٍ : ]
« لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّريبٍ »
« مُعْتَدٍ » از مادّهء « عَدْو » به معناى متجاوز است ، خواه متجاوز به حقوق ديگران باشد ، يا از حدود احكام الهى تجاوز كند . « 6 »
[ معتر : ]
« وَأَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ »
« معترّ » از مادّهء « عَرّ » ( بر وزن شرّ و بر وزن حُرّ ) در اصل ، به معناى بيمارى جَرَب است كه عارض بر پوست بدن انسان مىشود . و
هامش
( 1 ) . قيامت ، آيهء 15 ( ج 25 ، ص 296 )
( 2 ) . زخرف ، آيهء 33 ( ج 21 ، ص 68 )
( 3 ) . نبأ ، آيهء 11 ( ج 26 ، ص 35 )
( 4 ) . ممتحنه ، آيهء 11 ( ج 24 ، ص 53 )
( 5 ) . حجر ، آيهء 20 ( ج 11 ، ص 70 )
( 6 ) . ق ، آيهء 25 ( ج 22 ، ص 279 )