تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
سپيدهء صبح در پايان شب تاريك . « 1 »

[ مسكنت : ]

« عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ » « مسكنت » به معناى بيچارگى است ؛ مخصوصاً بيچارگى شديد كه راه نجات از آن مشكل باشد . و در اصل از مادّهء « سكونت » گرفته شده ؛ زيرا افراد مسكين كسانى هستند كه بر اثر ضعف و نياز ، قادر بر حركت و جنبشى از خود نمىباشند . « 2 »

[ مَسْكُوب : ]

« وَ مآءٍ مَسْكُوبٍ » « مَسْكُوب » از مادّهء « سكب » ( بر وزن كبك ) در اصل به معناى « ريزش » است ؛ و از آنجا كه ريزش آب از بالا به پايين ، به صورت آبشار ، بهترين مناظر را ايجاد مىكند ، زمزمه‌هاى آن گوش جان را نوازش مىدهد ، و منظرهء آن چشم را فروغ مىبخشد . اين امر يكى از مواهب بهشتيان قرار داده شده است . « 3 »

[ مُسْلِم : ]

« وَ أَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمينَ » « مُسْلِم » از مادّهء « اسلام » به معناى كسى است كه در برابر فرمان خدا تسليم است و اين معنا دربارهء همهء پيامبران الهى و امت‌هاى مؤمن آنها صدق مىكند . « 4 »

[ مَسَّنِى الْكِبَرُ : ]

« مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ » تعبير به « مَسَّنِى الْكِبَرُ » ( پيرى مرا لمس كرده است ) اشاره به اين است كه آثار پيرى از موى سپيدم ، و از چين‌هاى صورتم ، نمايان است و آثار آن را در تمام وجود خود ، به خوبى لمس مىكنم . « 5 »

[ مُسَوَّمَه : ]

« الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ » « مُسَوَّمَه » از مادّهء « تَسْويم - سَوْم » در اصل ، به معناى « نشاندار » است و نشان داشتن آن ( در سورهء « آل عمران » ) ، يا به خاطر برازندگى اندام و مشخص بودن چهره و يا به خاطر تعليم و تربيت آنها و آمادگى براى سوارى در ميدان جنگ است . اين واژه در سورهء « ذاريات » نيز به همان معناست ، اما در اين كه چگونه آنها نشاندار بودند ؟ در ميان مفسران گفتگو است . بعضى گفته‌اند : آنها شكل مخصوص داشته كه نشان مىداده سنگ معمولى نيست ، بلكه وسيلهء عذاب است . و جمعى گفته‌اند : هر كدام علامتى داشته ، و براى فرد معين و نقطه خاصى نشانه‌گيرى شده بود ، تا مردم بدانند كه مجازات‌هاى خداوند آن چنان حساب شده است كه حتى معلوم است كدام فرد
هامش
( 1 ) . عبس ، آيهء 38 ( ج 26 ، ص 170 ) ( 2 ) . آل عمران ، آيهء 112 ( ج 3 ، ص 77 ) ( 3 ) . واقعه ، آيهء 31 ( ج 23 ، ص 232 ) ( 4 ) . انعام ، آيهء 163 ( ج 6 ، ص 82 ) ( 5 ) . حجر ، آيهء 54 ( ج 11 ، ص 118 )