تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
حركت بر ضد مسير جامعه‌هاى فاسد ، و همچنين نشان دادن خارق عادات ، متهم به سحر و يا جنون مىكردند ، تا در افكار مردم ساده‌دل نفوذ كنند و آنها را از گرد پيامبران پراكنده سازند يا نگذارند كسى به آنها ايمان آورد . « 1 »

[ مسخ : ]

« مسخ » يا به تعبير ديگر ، « تغيير شكل انسانى به صورت حيوان » مسلماً موضوعى بر خلاف جريان عادى طبيعت است . اما هيچ مانعى ندارد كه مفهوم ظاهر كلمهء « مسخ » را كه در آيهء فوق و بعضى ديگر از آيات قرآن آمده است ، بپذيريم و بيشتر مفسران هم همين تفسير را پذيرفته‌اند . ولى بعضى از مفسران كه در اقليت هستند معتقدند : مسخ به معناى « مسخ روحانى » و دگرگونى صفات اخلاقى است ، به اين معنا كه صفاتى همانند ميمون يا خوك در انسان‌هاى سركش و طغيانگر پيدا شد ، رو آوردن به تقليد كوركورانه و توجّه شديد به شكم‌پرستى و شهوت‌رانى كه از صفات بارز اين دو حيوان بود در آنها آشكار گشت . اين احتمال از يكى از قدماى مفسرين به نام « مجاهد » نقل شده است . و اين كه بعضى ايراد كرده‌اند : مسخ بر خلاف قانون تكامل و موجب بازگشت و عقب‌گرد در خلقت است ، درست نيست ؛ زيرا قانون تكامل مربوط به كسانى است كه در مسير تكاملند ، نه آنها كه از مسير انحراف يافته و از محيط شرائط اين قانون به كنار رفته‌اند . فى المثل يك انسان سالم در سنين طفوليت مرتباً رشد و نمو مىكند ، اما اگر نقائصى در وجود او پيدا شود ، ممكن است نه تنها رشد و نموّش متوقف گردد ، كه رو به عقب برگردد ، و نموّ فكرى و جسمانى خود را تدريجاً از دست بدهد . ولى در هر حال ، بايد توجّه داشت : مسخ و دگرگونى جسمانى متناسب با اعمالى است كه انجام داده‌اند ، يعنى چون عده‌اى از جمعيت‌هاى گنهكار بر اثر انگيزه هواپرستى و شهوت‌رانى دست به طغيان و نافرمانى خدا مىزدند و جمعى با تقليد كوركورانه از آنها ، آلوده به گناه شدند ، لذا به هنگام مسخ ، هر گروه به شكلى كه متناسب با كيفيت اعمال او بوده ظاهر مىشده است . البته در آيات مورد بحث ، تنها سخن از « قرده » ( ميمون‌ها ) به ميان آمده است و از « خنازير » ( خوك‌ها ) سخنى نيست ، ولى در آيهء 60 سورهء « مائده » گفتگو از جمعيّتى به ميان آمده است كه به هنگام مسخ به هر دو صورت فوق ( بعضى قرده و بعضى خنازير )
هامش
( 1 ) . اسراء ، آيات 47 ، 101 ( ج 12 ، صفحات 170 ، 338 ، 339 ) ؛ فلق ، محتواى سوره ( ج 27 ، 490 )