كه بيشتر در معناى اخير به كار مىرود ، معمولًا اين معنا از آن به ذهن مىرسد . « 1 »
[ مُسْتَطِيْر : ]
« شَرُّهُ مُسْتَطيراً »
« مُسْتَطِيْر » از مادّهء « إِستطارَة - طَوْر » به معناى گسترده و پراكنده است ، و اشاره به عذابهاى گوناگون و وسيع آن روز عظيم مىباشد . « 2 »
[ مُسْتَقَرّ : ]
« لِّكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌ »
« مُسْتَقَرّ » از مادّهء « استقرار - قَرار » ممكن است ، مصدر ميمى باشد به معناى استقرار ، و يا اسم زمان و مكان ، به معناى محل استقرار .
در صورت اول خبر از اصل تحقق وعدههاى الهى مىدهد ، و در صورت دوم خبر از زمان و مكان اين وعدهها است .
« مُسْتَقَرّ » در اصل ، از مادّهء « قُرّ » ( بر وزن حُرّ ) به معناى سرما است و از آنجا كه سرماى شديد هوا ، انسان و موجودات ديگر را خانهنشين مىكند ، اين كلمه به معناى سكون و توقف و قرار گرفتن آمده است ، و مستقر به معناى ثابت و پايدار مىآيد .
واژهء « مُسْتَقِر » به معناى ثابت و پابرجا ، در سورهء « قمر » ممكن است اشاره به اين باشد كه ، اين عذاب به قدرى كوبنده ، قوى و نيرومند بود كه هيچ چيز قدرت مقابله با آن را نداشت . اين معنا نيز گفته شده است كه چون اين عذاب دنيوى با عذاب برزخى آنها اتصال پيدا كرد ، از آن تعبير به « مُسْتَقِر » شده است . « 3 »
[ مُسْتَمِر : ]
« وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ »
تعبير به « مُسْتَمِر » از مادّهء « استمرار » اشاره به اين است كه ، آنها معجزات مكرّرى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ديده بودند ، كه « شقّ القمر » ادامهء آن بود ، آنها همه را بر تداوم سحر حمل مىكردند ، و آن را « سحرى مستمر » مىپنداشتند ، هر چند اين تهمت ، بهانهاى بود براى عدم تسليم در مقابل حق .
بعضى از مفسران ، « مُسْتَمِر » را به معناى « قوتمند » تفسير كردهاند ( چنان كه مىگويند :
« حَبْلٌ مرِير » : يعنى طناب محكم ) و بعضى آن را به معناى « گذرا و ناپايدار » تفسير نموده ، ولى ظاهر همان تفسير اول است . « 4 »
[ مُسْتَوْدَع : ]
« فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ »
« مُسْتَوْدَع » از مادّهء « وَدْع » ( بر وزن منع ) به معناى ترك كردن است و از آنجا كه امور
هامش
( 1 ) . قمر ، آيهء 53 ( ج 23 ، ص 89 )
( 2 ) . انسان ، آيهء 7 ( ج 25 ، ص 352 )
( 3 ) . انعام ، آيات 67 ، 98 ( ج 5 ، صفحات 357 ، 456 ) ؛ هود ، آيهء 6 ( ج 9 ، ص 32 ) ؛ فرقان ، آيات 24 ، 66 ( ج 15 ، صفحات 78 ، 171 ) ؛ قمر ، آيهء 38 ( ج 23 ، ص 75 )
( 4 ) . قمر ، آيات 2 ، 19 ( ج 23 ، صفحات 20 ، 48 )