[ مَرَدُوا : ]
« أَهْلِ الْمَدينَةِ مَرَدُوا »
« مَرَدُوا » از مادّهء « مرد » ، ( بر وزن سرد ) ، به معناى طغيان و سركشى و بيگانگى مطلق مىباشد ، و در اصل به معناى « برهنگى و تجرد » آمده ، و به همين جهت به پسرانى كه هنوز مو در صورتشان نروييده است « أمرد » مىگويند .
« شجرة مرداء » يعنى درختى كه هيچ برگ ندارد ، و « مارد » به معناى شخص سركش است ، كه به كلّى از اطاعت فرمان خارج شده است .
بعضى از مفسران و اهل لغت ، اين ماده را به معناى « تمرين » نيز گرفتهاند ( از جمله در « تاج العروس » و « قاموس » تمرين ، يكى از معانى آن ذكر شده است ) . « 1 »
و اين ، شايد به خاطر آن باشد كه تجرد مطلق از چيزى ، و خروج كامل از آن بدون ممارست و تمرين ممكن نيست .
[ مُرْسا : ]
« أَيَّانَ مُرْساها »
« مُرْسا » به معناى مصدر ميمى ، هم اسم زمان و مكان ، و هم به معناى اسم مفعول آمده است ، از مادّهء « ارساء » ؛ در اينجا معناى مصدرى دارد و به معناى وقوع و ثبوت و پا بر جا شدن است . اين تعبير در مورد پهلو گرفتن كشتى ، و همچنين حالت ثبات كوهها در روى زمين نيز آمده است ، مانند : « وَ قالَ ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها » ( هود ، آيهء 41 ) .
و جملهء « أَيَّانَ مُرْساها » مفهومش اين است :
در چه زمانى قيامت وقوع پيدا مىكند و ثابت مىشود ؟ « 2 »
[ مِرْصاد : ]
« جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصاداً »
« مِرْصاد » اسم مكان است به معناى جايگاهى كه در آن كمين مىكنند ، « راغب » در « مفردات » مىگويد : « مرصد » ( بر وزن مرقد ) و « مرصاد » هر دو يك معنا دارند ، با اين تفاوت كه « مرصاد » به مكانى گفته مىشود كه مخصوص كمين است .
بعضى نيز گفتهاند : « صيغهء مبالغه » است ، به معناى كسى كه بسيار كمين مىكند ، مانند « معمار » كه به معناى شخصى است كه بسيار عمران و آبادى مىكند . البته ، معناى اول هم مشهورتر است و هم مناسبتر . « 3 »
[ مَرْصَد : ]
هامش
( 1 ) . توبه ، آيهء 101 ( ج 8 ، ص 148 )
( 2 ) . اعراف ، آيهء 187 ( ج 7 ، صفحات 58 ، 59 ) ؛ هود ، آيهء 41 ( ج 9 ، ص 126 ) ؛ نازعات ، آيهء 42 ( ج 26 ، ص 123 )
( 3 ) . نبأ ، آيهء 21 ؛ فجر ، آيهء 14 ( ج 26 ، صفحات 52 ، 474 )