[ مِدْراراً : ]
« السَّمآءَ عَلَيْهِمْ مِّدْراراً »
« مِدْراراً » در اصل از مادّهء « درّ » به معناى ريزش شير است ، سپس به مايعاتى همانند باران ، كه ريزش دارد گفته شده است ؛ و « مدرار » صيغهء مبالغه است و جملهء « أَرْسَلْنَا السَّمَاءَ » در حقيقت ، براى بيان مبالغهء بيشتر مىباشد .
جالب اين كه در سورهء « هود » نمىگويد باران را از آسمان بر شما فرو مىريزد ، بلكه مىگويد : آسمان را بر شما فرو مىريزد ، يعنى آن قدر باران مىبارد كه گويى همهء آسمان در حال ريزش است ، و با توجّه به اين كه « مِدْراراً » صيغهء مبالغه است ، نهايت تأكيد از اين جمله استفاده مىشود . « 1 »
[ مُدْهامَّتانِ : ]
« مُدْهآمَّتانِ »
« مُدْهامَّتانِ » از مادّهء « ادْهِيْمَام » و از ريشهء « دُهْمَه » ( بر وزن تهمه ) در اصل ، به معناى « سياهى » و « تاريكى شب » است ، سپس به سبز پر رنگ نيز اطلاق شده است ، و از آنجا كه چنين رنگى ، نشانهء نهايت شادابى و طراوت گياهان و درختان است ، اين تعبير بيانگر نهايت خرمى آن دو بهشت است . « 2 »
[ مُدْهِنُون : ]
« أَنْتُمْ مُّدْهِنُونَ »
« مُدْهِنُون » در اصل ، از مادّهء « دهن » به معناى روغن است ، و از آنجا كه براى نرم كردن پوست تن ، يا اشياء ديگر ، آن را روغن مالى مىكنند ، كلمهء « ادهان » به معناى مدارا و ملايمت ، و گاه ، به معناى سستى و عدم برخورد جدى آمده است ، و نيز از آنجا كه افراد منافق و دروغگو ، غالباً زبانهاى نرم و ملايمى دارند ، اين واژه احياناً به معناى تكذيب و انكار نيز به كار رفته است ، و هر دو معنا در آيهء فوق محتمل است ؛ اصولًا انسان چيزى را كه باور دارد ، جدى مىگيرد ، اگر آن را جدى نگرفت ، دليل بر اين است كه باور ندارد . « 3 »
[ مَدْيَن : ]
« وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ »
« مَدْيَن » ( بر وزن مريم ) نام آبادى « شعيب » عليه السلام و قبيلهء او است ، اين شهر ، در مشرق « خليج عقبه » قرار داشته ، و مردم آن از فرزندان « اسماعيل » عليه السلام بودند ، و با « مصر » ، « لبنان » و « فلسطين » روابط تجارى داشتهاند .
امروز شهر « مدين » ، « معان » ناميده مىشود ؛
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 6 ( ج 5 ، ص 199 ) ؛ هود ، آيهء 52 ( ج 9 ، ص 159 ) ؛ نوح ، آيهء 11 ( ج 25 ، ص 77 )
( 2 ) . رحمن ، آيهء 64 ( ج 23 ، ص 187 )
( 3 ) . واقعه ، آيهء 81 ( ج 23 ، ص 280 )