تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
لام ) به مرحله‌اى گفته مىشود كه ، انسان بعد از مدتى جهاد با نفس و طى مراحل معرفت و ايمان ، به مقامى مىرسد كه از نفوذ وسوسه‌هاى شياطين مصونيت پيدا مىكند . « 1 »

[ مُخْلَصِين : ]

« مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » « مُخْلَصِين » جمع « مخلَص » ( به فتح لام ) همان گونه كه در تفسير سورهء « يوسف » بيان كرديم كسى است كه به مرحلهء عالى ايمان و عمل پس از تعليم و تربيت و مجاهدهء با نفس ، رسيده باشد كه در برابر وسوسه‌هاى شيطان و هر وسوسه‌گر نفوذ ناپذير شود . « 2 »

[ مَخْمَصَه : ]

« اضْطُرَّ في مَخْمَصَةٍ » « مَخْمَصَه » از مادّهء « خَمْص » ( بر وزن لمس ) به معناى « فرورفتگى » است ، و به معناى گرسنگى شديد كه باعث فرورفتگى شكم مىشود نيز آمده است خواه به هنگام قحطى باشد يا به هنگام گرفتارى شخصى . « 3 »

[ مِداد : ]

« قُلْ لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِداداً » « مِداد » به معناى مركّب ، و يا مادّهء رنگينى كه به كمك آن مىنويسند مىباشد ، و در اصل از « مدّ » به معناى كشش گرفته شده است ؛ زيرا با كشش آن خطوط آشكار مىشود . « 4 »

[ مدح : ]

« مدح » به معناى هر گونه ستايش است ، خواه در برابر يك امر اختيارى باشد يا غير اختيارى ، فى المثل تعريفى را كه از يك گوهر گران‌بها مىكنيم ، عرب آن را « مدح » مىنامد ، و به تعبير ديگر مفهوم مدح ، عام است در حالى كه مفهوم حمد ، خاص مىباشد . « 5 »

[ مُدْحَض : ]

« مِنَ الْمُدْحَضِينَ » « مُدْحَض » از مادّهء « ادحاض » به معناى باطل كردن و زائل نمودن و مغلوب كردن است ، و در اينجا منظور اين است كه قرعه به نام او اصابت كرد . « 6 »

[ مَدْحُور : ]

« مَذْؤُماً مَّدْحُوراً » « مَدْحُور » از مادّهء « دَحْر » ( بر وزن دهر ) ، به معناى بيرون راندن توأم با ذلت و خوارى است . « 7 »

[ مُدَّخَل : ]

« مَغاراتٍ أَوْ مُدَّخَلًا » « مُدَّخَل » از مادّهء « إِدِّخال » به معناى راه‌هاى پنهانى است ، مانند نقب‌هايى كه در زير زمين مىزنند و از آن وارد محلى مىشوند . « 8 »
هامش
( 1 ) . صافات ، آيهء 40 ( ج 19 ، ص 61 ) ( 2 ) . حجر ، آيهء 40 ( ج 11 ، ص 88 ) ( 3 ) . مائده ، آيهء 3 ( ج 4 ، ص 338 ) ( 4 ) . كهف ، آيهء 109 ( ج 12 ، ص 618 ) ( 5 ) . حمد ، آيهء 2 ( ج 1 ، ص 52 ) ( 6 ) . صافات ، آيهء 141 ( ج 19 ، ص 172 ) ( 7 ) . اعراف ، آيهء 18 ( ج 6 ، ص 132 ) ( 8 ) . توبه ، آيهء 57 ( ج 7 ، ص 532 )