در مواقعى به انسان دست مىدهد كه نيروى جبران مشكلات و شكستها را از دست داده ، گويى از توانايى و قدرت برهنه شده است . « 1 »
[ مُحْصَنَات : ]
« الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسآءِ »
« مُحْصَنَات » جمع « مُحصَنة » از مادّهء « حصن » به معناى قلعه و دژ است ، و به همين مناسبت به زنان شوهردار و همچنين زنان عفيف و پاكدامن كه از آميزش جنسى با ديگران خود را حفظ مىكنند و يا در تحت حمايت و سرپرستى مردان قرار دارند « محصَنة » گفته مىشود .
اين واژه گاهى به زنان آزاد در مقابل كنيزان نيز گفته شده ؛ زيرا آزادى آنها در حقيقت به منزله حريمى است كه به دور آنها كشيده شده است و ديگرى حق نفوذ در حريم آنان بدون اجازهء آنها را ندارد . « 2 »
[ مُحَصَّنَة : ]
« في قُرىً مُّحَصَّنَةٍ »
« مُحَصَّنَة » از مادّهء « حصن » ( بر وزن جسم ) به معناى دژ مىباشد ، بنابراين « قرى محصّنه » به آباديهايى گفته مىشود كه به وسيلهء برج و بارو يا كندن خندق يا موانع ديگر از هجوم دشمن در امان است . « 3 »
[ مُحْصِنينَ : ]
« مُّحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ »
« مُحْصِنينَ » از مادّهء « حِصْن » در آيهء فوق اشاره به حال مردان است به معناى عفيفان . « 4 »
[ محكم : ]
« مِنْهُ آياتٌ مُّحْكَمَاتٌ »
« محكم » در اصل از « احكام » به معناى ممنوع ساختن ، گرفته شده است و به همين دليل ، به موجودات پايدار و استوار ، « محكم » مىگويند ؛ زيرا عوامل انحرافى را مىزدايند .
و نيز سخنان روشن و قاطع كه هر گونه احتمال خلاف را از خود دور مىسازد محكم مىگويند : ( « راغب » در « مفردات » مىگويد : حكم ( و حكمه ) در اصل به معناى منع است ) .
و ظاهر اين است كه « محكم » در سورهء « محمّد » به همان معناى مستحكم و استوار و قاطع و خالى از هر گونه ابهام است كه گاه در مقابل آن ، « متشابه » قرار مىگيرد ، و البته آيات جهاد ، چون معمولًا از قاطعيت فوق العادهاى برخوردار است تناسب بيشترى با
هامش
( 1 ) . اسراء ، آيهء 29 ( ج 12 ، ص 109 )
( 2 ) . نساء ، آيهء 24 ( ج 3 ، ص 422 )
( 3 ) . حشر ، آيهء 14 ( ج 23 ، ص 540 )
( 4 ) . نساء ، آيهء 24 ( ج 3 ، ص 424 )